جلسه ۹۲
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۲
3امکان ذاتی ایجاد کنندۀ علت قبل از حدوث
طیّ این سلسله مراحل همه متأخّر از حدوث است، وقتی متأخّر از حدوث شد چگونه ممکن است که علت در مقام تقدّم سبقی بر سلسله مراتب مقدّم باشد و آن حدوث ملاک نیاز به علت شود درحالیکه قبل از حدوث آن سلسله مراتب طی شده است؟! قبل از این سلسله مراتب باید چیز دیگری باشد که علت را ایجاد کند که آن همان امکان ذاتی است پس قبل از این سلسله مراتب، شیء دیگری بوده است که بهواسطۀ آن شیء دیگر، علت تأثیر گذاشته است که همان امکان ذاتی آن است چون اگر امتناع ذاتی داشت هیچ علتی نمیتوانست این معلول را مُحدِث کند.
اگر هم معلول ما وجوب ذاتی داشت علت نمیتوانست کاری انجام دهد بنابراین در وهلۀ اول چون معلول ما امکان ذاتی دارد، آن امکان ذاتی باعث میشود که این مراتب تحقق از ناحیۀ علت طی شود البتّه مراتب تحقق زمانی نیست! مراتب تحقق طبعی است و نمیتواند مراتب تحقق زمانی باشد که مثلاً اول علت ایجاد کند، یک سال بعد معلول واجب شود، یک سال بعد ایجاد میکند و همینطور چند سال طول میکشد تا [طی شود].
تعریف عدم مطلق و بیان مصادیق آن
مطلب دیگری که قدری جدید است این میباشد که شما میگویید که عدم برای وجود حادث شرط است، این عدم که برای وجود حادث شرط است چه عدمی است؟! ـ یا شطر است یعنی جزئی از علت وجود حادث است حالا ما آن را شطر میگوییم ـ آیا عدم مطلق شرط برای وجود حادث است؟! یعنی منبابمثال زید را درنظر بگیرید، عدم مطلق شرط برای وجود زید است، اصلاً امکانش نیست چون عدم مطلق، عدمی است که به همه سرایت میکند و مصادیقش همۀ عدمهای مضاف به ماهیات هستند، چگونه ممکن است عدم مطلق شرط وجود یک شخص شود؟! مثلاینکه بگویید: عدم آسمان شرط برای وجود زمین است، چه ربطی دارد؟! بله، یک وقت میگویید: عدم زمین برای وجود و حدوث زمین شرط است یعنی عدمِ خودش، [آنوقت] یک چیز [قابل تأملی است] ولی مثلاً عدم آسمان شرط برای وجود زید شود یا عدم کوه شرط برای وجود زید شود، عدم کوه به وجود زید چه ربطی دارد؟! بین این دو چه ارتباط و تناسبی هست؟! پس نمیتوانید بگویید که عدم مطلق شرط برای حدوث است.

