جلسه ۹۲
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۲
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرّحیم
ثم بَیَّنا أنَّ الحدوثَ لیسَ مناطَ الحاجةِ مُطلقاً فَقُلنا. 1
لیسَ الحدوثُ علةً مِن رأسه *** شرطاً و لا شطراً و لا بِنَفسه و کیف و الحدوثُ کیف ما لَحِق *** لِلفَقرِ إذ عَدُّ المراتبِ اتَّسَق و العدمُ السَّابقُ کونا لیسَ خَصّ *** بَدیلُه نَقیضُه دارَ الحِصَص2 بهواسطۀ بحث راجع به ملاک احتیاج به علت که فرمودند: «همان امکان است»، طبعاً حدوث خواهینخواهی از دایرۀ بحث کنار میرود چون امر دائر مدار بین حدوث و امکان است وقتی که امکان را طرد کردیم طرف مقابلش که حدوث است طرح میشود، منظور از طرف مقابل بهعنوان تضاد نیست بلکه بهعنوان نقطۀ مقابل ادعایی، نه واقعی چون حدوث با امکان هیچگونه منافاتی ندارد. ولی ایشان مطالبی راجع به این مسئله ذکر میکنند؛ میفرمایند که بهطورکلی حدوث نمیتواند علت باشد، شرط هم نمیتواند باشد یعنی بهعنوان اینکه امکان، علتِ نیاز به علت است به شرط حدوث یعنی اگر حدوث شرط برای آن باشد، نمیتواند اینطور باشد بهجهت اینکه همان اشکالاتی که در بحث گذشته آمد در اینجا هم میآید، زیرا شیء نمیتواند به معاند خودش مشروط باشد و نه شرط شود یعنی امکان بهاضافۀ به حدوث هر دو با هم برای نیاز به علت، علت شوند، طبعاً این هم که نمیتواند باشد و «بنفسه» یعنی تنهایی هم نیست.
تعریف حدوث
مطلب را برای ما روشنتر بیان میفرماید که حدوث کیفیت وجودی است که به فقر و حاجت ملحق میشود، یعنی وقتی که شیئی وجود پیدا میکند اسم کیفیت وجود را حدوث میگذاریم پس حدوث عبارت است از کیف در وجود؛ وجودی که نبوده و بعد پیدا شده است.
لزوم طیّ سلسله مراتبی برای تحقق صفت حدوث
برایاینکه این صفت حدوث متحقق شود باید مراتبی طی شود، آن مراتب چیست؟ اول اینکه از ناحیۀ علت ایجاد شود؛ ایجاد شدن یعنی علت در مقام تأثیرپذیری، وجود معلول را واجب کند یعنی این علت با توجه به جوانب و قرائن و مسائل دیگر، وجود معلول را ایجاد میکند، وقتی که ایجاد کرد بنابراین معلول واجب میشود و وجوبش هم وجوب بالغیر میشود. وقتی که آن معلول واجب شد علت، آنها را ایجاد میکند، وقتی که ایجاد کرد وجود پیدا میکند، وقتی که وجود پیدا کرد اسمش را حدوث میگذاریم. بنابراین قبل از اینکه معلول به مرحلۀ حدوث برسد باید سلسله مراتبی را طی کند تا اینکه بعداً اسم این معلول را حادث بگذاریم.
- . منظومه، ج ۲، ص ۲6۸.
- . منظومه، ج 2، ص 254.

