اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

جلسه ۹۲

توضیحات:

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۹۲

12
  • تلمیذ: نمی‌تواند.

  • استاد: چرا نمی‌تواند؟! نه! شما هزارتا ماهیت معدومه در ذهنتان می‌آورید! ببینید، شما همیشه ماهیت را ملزم به وجود خارج درنظر می‌گیرید بعد برای شما اشکال پیش می‌آید که قبل از اینکه وجود پیدا کند پس نیاز به علت از کجا آمد؟ ولی ما ماهیت را حدود خود آن شیء پس از وجود درنظر می‌گیریم، این جبرئیل پس از اینکه وجود پیدا کرد یک حدودی دارد، آیا آن حدود قبلاً تصور نمی‌شود؟! یعنی در ذهن خدا آن حدود نبود؟! من این را می‌خواهم بگویم.

  • تلمیذ: ... جبرئیل؟

  • استاد: بله، خدا نمی‌توانست جبرئیل را تصور کند؟! حالا ما آن را عامیانه می‌کنیم و پایین می‌آوریم؛ آیا در مغز خدا شکل و قیافۀ جبرئیل نبوده است؟! بسیار خوب، اسم آن را ماهیت بگذارید، تمام شد و رفت. قبل از اینکه خدا به جبرئیل وجود بدهد، قیافه‌اش در مغزش هست، ـ چرا نبوده است؟! ـ اسم آن قیافه را ماهیت می‌گذاریم. بله، حالاکه این شکل هست، خدا این شکل را یا افاضه می‌کند و به آن وجود می‌دهد یا افاضه نمی‌کند، در مرحلۀ اضطرار ممکن می‌شود، این راجع به جبرئیل بود بقیّه را خودتان درست کنید! چون ما چاره‌ای نداشتیم که درست کنیم.

  • هیچ‌وقت ماهیت به‌لحاظ وجود لحاظ نمی‌شود، ماهیت همین صرف تصور است که حدودش را عقل انتزاع می‌کند و کاری به وجود خارج ندارد، بله! آن ماهیت را به وجود خارج منتسب می‌کند، [در جلسات قبل] عرض کردم که بین زوجیت و اربعه فرق بگذاریم که از حاقّ اربعه زوجیت انتزاع می‌شود، حالا چه اربعه در خارج باشد یا در خارج نباشد؛ صرف تصور اربعه زوجیت را لازم گرفته است یا مثلاً صرف تصور زید ناطقیت را لازم گرفته است و امکان ندارد که شما زید را بدون ناطقیت یا حیوانیت تصور کنید، ذاتیِ یک ماهیت لازمه و مصاحب با خود تصور آن است ولی وجود و امکان و امتناع، لازمۀ ماهیت به این معنا نیست، شما وقتی ماهیت زید را تصور کنید هیچ‌وقت امکان از آن بیرون نمی‌آید مگر اینکه بگویید: آیا هست یا نیست؟ اینکه می‌گویید: زید هست یا نیست این را به غیر از خودش چسباندید، خودش که فقط حیوان ناطق بود، غیر از خودش، وجود خارج می‌شود. درست شد؟! این ماهیت را که به زید می‌چسبانیم؛ «زید هست یا نیست؟»، «زید آمد یا نیامد؟» زید را منتسب به آمدن کرده‌ایم، «زید خورد یا نخورد؟» زید را به خوردن اضافه کرده‌ایم ولی اگر زید را به‌تنهایی درنظر بگیرید، آیا خوردن از آن می‌فهمید؟! رفتن از آن می‌فهمید؟! خوابیدن از آن می‌فهمید؟! هیچ یک از این صفات از زید تنها انتزاع نمی‌شود ولی شما زید را با یکی از اینها درنظر می‌گیرید، «خورد یا نخورد؟» همین‌که می‌گویید: «زید خورد یا نخورد»، از آن امکان بیرون می‌آید؛ ممکن است خورده باشد و ممکن است نخورده باشد. وقتی که امکان از آن بیرون آمد، یک مرحله جلوتر می‌آید، می‌گویید که خورد، تا می‌گویید: «خورد» از مرحلۀ امکان بیرون آمد و ضرورت به شرط محمول شد، خودتان می‌بینید که در حال خوردن است، همین‌که ممکن است بخورد، نه! چون در اینجا وجود خارجی برای شما محرز شد ضرورت می‌شود، اگر نخورد امتناع می‌شود.

/ 260