جلسه ۹۲
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۲
11تلمیذ: ... ماهیت، نمیشود که تصور خلق کنیم باید یک چیز خارجی داشته باشد، ...
استاد: نه، اینطور نیست که شیئی باشد.
تلمیذ: باید فرض وجودی کنیم.
استاد: فرض وجودش میکنیم ولی فرض وجود دلالت بر وجود نمیکند شما ماهیت را با فرض وجود درنظر بگیرید، ما هم همین حرف را میزنیم، تصور ماهیت با فرض وجود دلیل بر این نمیشود که الآن ماهیت در خارج هست، اصلاً ماهیت تا صد سال دیگر ...
تلمیذ: ... هنوز قید عدم نیامده است، شما مقیّد اوّلی را، اصلاً هرچه میخواهید بگویید، معلول اوّلی، ممکن است یا نیست؟ پس امکان وجود دارد.
استاد: طبعاً بله.
تلمیذ: میگویید که علت اینکه ... است امکان این مقیّد است.
استاد: درست است.
تلمیذ: این ماهیت هنوز نیامده است.
استاد: قید نیامده است. ما بهلحاظ وجود بعدی آن تصور میکنیم، ما هم همین را میگوییم.
تلمیذ: وقتی میشود ماهیتی تصور کرد که قیدی بیاید، هنوز قید نیامده است.
استاد: قید که بیاید، وجود خارج میشود.
تلمیذ: شما از آنجا تصورات بعدی را شروع میکنید.
استاد: آهان! شما میخواهید این مطلب را بگویید که هر تصوری که ما میکنیم یک ریشۀ خارجی دارد، این را میخواهید بحث کنید، بله؟
تلمیذ: بله.
استاد: آن بحث با اینجا فرق دارد. ما اصلاً بحث امکان نمیکنیم، بله، ما هر تصوری بخواهیم کنیم یک ریشۀ خارجی دارد. حالا ما به ریشۀ خارجی کاری نداریم، ما میخواهیم بگوییم که خود تصور ماهیت بهعنوان مبهم، به وجود خارجی کاری نداریم، خود ذات ماهیت را درنظر میگیریم، فرض کنید که علت اول ـ از این باب وارد شویم ـ آمد جبرئیل درست کرد، بالأخره درست کرد یا نکرد؟! هیچ حدود و مقیّدی در خارج نیست، بالأخره جبرئیل درست شد یا نشد؟! آیا این جبرئیل ماهیتی غیر از وجود خودش دارد یا ماهیتی ندارد؟!
تلمیذ: الآن دارد.
استاد: دارد، آیا شما میتوانید این ماهیت را تصور کنید؟ اگر منبابمثال شما بودید و خدا هیچ موجود دیگری هم درست نمیکرد، شما را وسط زمین و آسمان معلق رها میکرد، مثلاً از تمام وجود منبسط فقط شما را داریم، آیا خدا میتوانست شکل جبرئیل را در سر شما بیاورد؟! میگوید که من هنوز جبرئیل درست نکرهام ولی صورت جبرئیل را در ذهن توی آدم ابوالبشر قرار دادم، آیا میتوانست این کار را بکند یا نه؟! ما اسم آن را ماهیت میگذاریم.

