جلسه ۹۲
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۲
10ارتباط نداشتن تصور ماهیت به علت
حالا صحبت ما در این است که با فرض اینکه اصلاً یک علت در عالم بیشتر نیست و یک وجود است، آیا ماهیت تصور میشود یا نمیشود؟ این را میخواهم بگویم که آیا تصور ماهیت هم محال است؟! یعنی همین اعیان ثابته که الآن اینها میگویند، آیا اصلاً ماهیت را نمیتوان تصور کرد؟! الآن در عالم خارج اصلاً انسان ده سر وجود دارد یا ندارد؟ آیا شما میتوانید تصور کنید یا نمیتوانید؟! [میتوانید] تمام شد و رفت!
نیاز نداشتن تصور ماهیت به وجود خارجی
پس تصور ماهیت اصلاً نیاز به وجود خارجی ندارد. ماهیت برای خودش یک حساب و کتاب جدا دارد، وجود هم حساب و کتاب جدا دارد شما یک انسان صد سر را تصور میکنید یا وجود دیو را تصور میکنید که اصلاً دیو در خارج وجود ندارد اما شما تصور میکنید، تصور ماهیت اصلاً ربطی به علت ندارد، حالا به این ماهیت وجود افاضه میشود یا نمیشود؟ بله، اگر پیغمبری باشد همینطور پسری را درست میکند و به شما نشان میدهد ولی اگر پیغمبر نباشد فقط در تصور شما باقی میماند و در عالم خارج چیزی وجود پیدا نمیکند. ما امکان و ضرورت و امتناع را روی آن تصور ذهن میبریم ولی اگر آن تصور ذهنی بخواهد در خارج وجود پیدا کند یکی از این سه حال را دارد یا اینکه ممکن است یا ضرورت دارد یا ممتنع است:
ـ در چه صورتی ممکن است؟ درصورتیکه هم علت وجود و هم علت عدم برای آن پیدا شود یعنی هیچکدام یکدیگر را طرد نکنند، این ممکن میشود.
ـ اگر ضرورت پیدا شود مثلاینکه قطعاً بدانیم که علتِ این، قطعاً این را خلق خواهد کرد، آنوقت میگوییم که وجود پیدا کردن این ماهیت در خارج ضرورت دارد.
ـ ممتنع در آنجا است که بدانیم علتِ این تا روز قیامت در خارج وجود پیدا نخواهد کرد مثل شریکالباری، شما اصلاً شریکالباری را تصور کردهاید یا نه؟! کردهاید. انتساب این شریکالباری در خارج چه انتسابی است؟! امتناع است چون ما میدانیم که علت برای شریکالباری تا قیامت بلکه بعد از قیامت پیدا نخواهد شد پس برگشت تمام این امتناع و ضرورت و اینها به ماهیت صرف است که ما آن ماهیت صرف را با فرض وجود لحاظ میکنیم. این مطلبی که خدمت شما عرض کردم که اینها از خود حاقّ ماهیت انتزاع نمیشوند به معنای این نیست که این ماهیت را باید بهلحاظ وجود خارج لحاظ کنیم بعد چون وجود خارجی در کار نیست، بلکه با وجود فرضی خارج [باید لحاظ کنیم] یعنی زید آن وجود خارجی را در ذهن میآورد یک وجود فرضی به ماهیت میدهد بعد اینها را با یکدیگر مقایسه میکند، آیا میشود یا نمیشود؟! درست شد؟!

