جلسه ۹۱
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۱
8بعد ایشان مطلب دیگری را میفرمایند که ـ بحث جلسات قبل هم همین بود ـ «و الفقرُ حالةَ البقا شواهدی»؛1 دلیل دیگر ایشان این است که گفتیم: ماهیت موجوده امکان ذاتی خودش را در حال بقاء هم از دست نمیدهد و همانطوریکه در حالت وجود نیاز به علت داریم در حال بقاء هم نیاز به علت داریم والاّ موجب میشود که ممکن ذاتی از امکان ذاتی خودش به واجب بالذات انقلاب پیدا کند و این هم محال است. بنابراین این هم دلیل بر این است که در حال بقاء نیاز به علت داریم درحالیکه آن شیء موجود است و مسبوق به عدم نیست. بنابراین شما همین را برای قدیم بالزمان ملاک قرار دهید که این قدیم زمانی با اینکه در حال بقاء نیاز به علت دارد مسبوق به عدم نیست و همیشه قائم به بقاء علت باقیه هست که همیشه بوده است.
این بحث تا اینجا تمام شد بعد ایشان میفرمایند که بحثی را راجع به اینکه حدوث نمیتواند علت برای بقاء باشد شروع کردیم.
تلمیذ: ...
استاد: نه، [عینک] تمیز است، رنگش اینطور است!
یک وقت ما میخواستیم این عینک را بگیریم، [شیشه] یک چیز نازکی بود که اصلاً به چشم نمیآمد! گفتم که آقا این عینک شما خَش دارد لذا میخواهم پس بدهم، هرچه نگاه کرد [چیزی ندید!] گفت که آقا کجاست؟! گفتم: اینجاست! رفیقی داشت آمد و گفت: آقا من که چشمم یازدهدهم است، از معمولی بیشتر که [نمیبینم] ... گفتم که پس حالا خودکارت را بده، خودکار را گرفتم، دو نفر هم پیش ما بودند ... تأیید کردند , نمیدانم فهمیدند یا نه، یکی از آنها گفت که من دیدم! حالا نمیدانم که واقعاً خودش دید یا نه، خلاصه ما مؤیدی پیدا کردیم! بعد من با خودکار، آن محلی را که دیده بودم [نشان دادم]، گفتند که بله یک چیزهایی ... گفتم: من که چشمهایم یازدهدهم نیست، منِ عینکی از توی یازده دهم بهتر میبینم! شخص به کمک او آمده بود! بیچاره دیگر چیزی نگفت، بنده رفتم درست کردم و گفتم که حالا نگاه کنند عینک ما ... اصلاً فرق دارد.
- . منظومه، ج ۲، ص ۲54.

