جلسه ۹۰
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۰
6اشکالی در اینجا مطرح میشود و مرحوم حاجی هم بعداً این مطلب را شرح میدهند، میگویند: ما چیزهایی داریم که اصلاً حدوث زمانی ندارند و اینها جزء دهریات هستند و اصلاً حدوث زمان بهعنوان عدمِ قبلالوجود بر اینها صادق نیست مانند صفات باریتعالیٰ و لوازم ذات و لوازم ازلیه که به دلیل ممکن بودنشان همۀ اینها واجب بالغیر هستند و اینطور نیست که واجب بالذات باشند، وقتی که واجب بالغیر شدند پس همۀ اینها ثابتات ازلیه هستند و شما در ثابتات ازلیه نمیتوانید سبق عدم زمانی را درنظر بگیرید.
بله، اگر شما حدوث را به معنای حدوث ذاتی گرفتهاید که این حدوث ذاتی اعمّ از حدوث زمانی است حتی قضیّه را به آن مواردی میکشاند که اینها ثابت دهری هستند و اصلاً ظرف و وعاء اینها، وعاء زمان نیست پس حالاکه خارج از زمان است، اینها ممکن میشوند والاّ شما باید همۀ اینها را واجب بدانید، اگر بگوییم که حدوث زمانی گرفتیم پس این حدوث زمانی در جایی برای ما مفید است که ممکنِ ما، ممکن در ظرف زمان باشد ولی آن ممکناتی که ظرف زمان ندارند و مافوق زمان هستند مانند نفوس ناطقه، ثابتات ازلیه، اعیان ثابته، عقول، مجردات و صفات باری، ـ هرچه بالاتر برویم ـ از ثابتات هستند و باید بگویید که اینها واجب بالذات هستند که نمیتوانید.
اما اگر شما حدوث را حدوث ذاتی گرفتهاید، با عدم سبق به عدم هم میسازد یعنی ممکن است شیئی حدوث ذاتی داشته باشد ولی مسبوق به عدم نباشد چون قیام به علت دارد و علت در ازل بوده است پس معلول هم در ازل بوده است تا جایی که خدا خدایی میکرده است صفات و اسماء بودهاند بنابراین اینکه اینها همراه با خدا و همدوش و مصاحب پروردگار و علةالعلل در عالم کون و تحقق بودهاند با معلولیت آنها منافات ندارد بهطوریکه یک سایه همزمان با شاخص، وجود و تحقق پیدا میکند ولی این سایه، معلول وجود شاخص و آفتاب است تا وقتی که این شاخص با آفتاب باشد این سایه هم وجود دارد، حالا اگر فرض کنید که این شاخص صد سال است که هست، این سایه هم صد سال هست، اگر شاخص یک میلیون سال قبل اینطور بوده است، سایه هم همینطور بوده است، اگر شاخص یک میلیارد سال پیش وجود داشته است، سایه هم بوده است. وجود این سایه همراه با شاخص، دلیل بر عدم معلولیت این سایه نسبت به شاخص نیست، نه! سایه نسبت به شاخص و آفتاب معلول است، هرجا که خورشید باشد در آنجا نور هست، نور معلول خورشید است، حالا اگر شما خورشید را ازلی فرض کنید؛ خورشید موجودی است که هیچگاه ابتدا نداشت پس نور هم هیچگاه ابتدا ندارد درعینحال که نور زاییدۀ خورشید است، نور تراوش شده از خورشید است و همینطور اسماء باریتعالیٰ، ثابتات ازلیه، اعیان ثابته، مجردات و اینهایی که مافوق زمان هستند تمام اینها معلول پروردگار هستند یعنی وجود نازلۀ آن مقام استعلا و مقام خفا هستند و چون او همیشه بوده است بنابراین وجود نازله هم همیشه بوده است و درعینحال ممکن هم هست، چرا؟ چون حدوث ذاتی دارد. آیا ذاتاً حادث است یا ذاتاً حادث نیست؟ میگوییم که ذاتاً حادث است. آیا ذاتاً ممکن است یا ذاتاً واجب است؟ ذاتاً ممکن است، چرا ذاتاً واجب باشد؟! واجب فقط واجبالوجوب است البتّه بعداً این مسئله بهطور مشروح در بحث عقول عشره میآید و در آنجا مطرح میشود بحث مفصل آن هم که در مطولات مطرح است، إنشاءالله بعداً دوباره این بحث میآید و فعلاً به این مقدار اکتفا کردیم و در بحث نزول اسماء و صفات الهی بیشتر از این صحبت خواهد شد.

