جلسه ۹۰
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۰
3عدم منافات امکان با وجود و عدم
همانطور که گفته شد آن امکان با عدم هم میسازد، بهخاطر اینکه ما هر ممکنی را در ظرف وجود لحاظ کنیم؛ [در اینصورت] یا وجود در یکی از زمانها بر آن صادق است یا صادق نیست، اگر صادق باشد «ضرورت به شرط محمول» میشود، اگر صادق نباشد «ضرورت عدم به شرط محمول» میشود. پس امکان با عدم هیچگونه منافاتی ندارد، همانطور که با وجود هم منافاتی ندارد پس آن چیزی که بهسوی وجوب میکشاند حدوث است والاّ امکان چنین اقتضایی ندارد.
مرحوم حاجی در جواب میفرمایند که حدوث عبارت است از ترتّب دو ضرورت بر یکدیگر؛ یکی ضرورت عدم و پس از آن ضرورت وجود. چون وقتی که ما ممکن را لحاظ میکنیم و آن را بهلحاظ وجود خارجی درنظر میآوریم، قطعاً وجود خارجی یا بر آن صادق است یا صادق نیست؛ اگر صادق نباشد ضرورت به شرط عدم میشود، بعد از این، در این طرف میگوییم که حالا زید موجود شد، الآن ضرورت به شرط وجود بر این ضرورت به شرط عدم صادق میشود پس همانطور که مرحوم حاجی میفرمایند: حدوث عبارت است از ترتّب دو ضرورت بر یکدیگر؛ اول ضرورت به شرط عدم و بعد ضرورت به شرط وجود.
ملاک احتیاج و ضرورت
حالا صحبت در این است که ما در مقام نیاز به علت قبلاً گفتیم: آنچه که علت را میطلبد امکان است، امکان یک شیء است که ملاک نیاز و افتقار و احتیاج است ولی خود ضرورت، ملاک استغناء است؛ ملاک احتیاج امکان است و ملاک ضرورت استغناء است.
تعریف وجوب ذاتی و امتناع ذاتی
امکان ذاتی به ماهیتی گفته میشود که در وجود نیاز به مؤثر دارد، وجوب ذاتی به ماهیت و ذاتی گفته میشود که مستغنی از علت است. همینطور امتناع ذاتی به ماهیتی گفته میشود که مستغنی از علت وجود است؛ یک شیء تا وقتی که عدمالعلة بر آن صادق است یعنی به اعتبار دیگر علت برای وجود در آن نیست بنابراین مستغنی از علت است. یعنی الآن بهطورکلی هر ماهیتی محفوف به یکی از دو ضرورتین است؛ ضرورت وجود یا ضرورت عدم و درحالیکه محفوف به یکی از دو ضرورت است استغناء از علت را دارد، اینطور نیست که نیاز به علت داشته باشد.

