جلسه ۹۰
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۰
14میگوییم: «ناطق» کجای ناطق امکان ذاتی خوابیده است؟! ناطق حالتی است در شیئی مثل فصل ممیزِ آن موجود است، امکان ذاتی آن کجاست؟! پای او است؟! ماتحت او است؟! کمر او است؟! بالای کمر او است؟! زیر کمر او است؟! کجای این ناطق امکان ذاتی است؟! آیا تصور زید امکان ذاتی را به دست انسان میدهد؟ نه، ولی امکان ندارد که شما اربعه را تصور کنید و زوجیت تصور نشود، آن لازمۀ ذاتی میشود، لازمۀ به شرط خود ماهیت یعنی بهتنهایی خودِ لازمۀ ماهیت است حالا اربعه وجود پیدا کند یا وجود پیدا نکند. ذات زید را جدای از وجود و عدم درنظر میگیریم و میگوییم: زیدٌ ما هو؟ زیدٌ حیوانٌ ناطقٌ له هذه الخصوصیة، این زید را که شما درنظر میگیرید آیا امکان ذاتی درنظر شما میآید یا نمیآید؟ نه، هیچوقت نمیآید.
بله! وقتی شما زید را بهلحاظ وجود درنظر میگیرید آنوقت امکان ذاتی بیرون میآید، زید وجود دارد یا ندارد؟ آیا ذاتاً واجب است؟ اگر ذاتاً واجب است دیگر نباید زمانی نباشد پس نباید بگوییم که یک موقع نیست! وقتی که وجود پیدا کرد نباید معدوم شود! پس معلوم میشود که زید ذاتاً واجب نیست حالاکه واجب نشد بنابراین ممکن میشود. ماهیتی را که ما بهلحاظ به وجود لحاظ میکنیم، آنوقت بهلحاظ به وجود فرضی ـ نه بهلحاظ وجود خارجی ـ یعنی ماهیت را لحاظ میکنیم که این ماهیت میتواند وجود پیدا کند و میتواند وجود پیدا نکند، آنوقت از این ماهیت امکان ذاتی انتزاع میشود، تازه انتزاع شد.
پس امکان ذاتی خلافاً للقوم از لوازم ماهیت مِن حیثُ هی نیست، بلکه از لوازم ماهیت است بهلحاظ انتساب ماهیت به وجود. و این با ضرورت به شرط فرق میکند. وقتی که شما میخواهید یک ماهیت را به شرط وجود خارجی لحاظ کنید آنوقت ضرورت برای آن صدق میکند. وقتی که الآن زید هست، دیگر نمیگویید که ممکن است زید باشد و ممکن است نباشد.

