جلسه ۸۹
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۹
9پس قبل از اینکه به ماهیت جعل تعلق بگیرد ماهیت نبوده است طبعاً این سَلب عن نَفسه است، قبل از اینکه جعل به انسان تعلق بگیرد حیوان ناطق نیست! پس شما چه چیزی را تصور کردهاید؟!
و الجَواب أنَّ أثَرَ الجَعلِ وُجودٌ ارْتبط لا الوجودِ وجودٌ کَما مَرَّ. 1
جواب این است که اثر جعل، وجود است که به ماهیت مرتبط میشود اینطور نیست که وجود را وجود کند همانطور که توضیحش گذشت.
در واقع وجود را عارض بر ماهیت میکند، وجود را به ماهیت ربط میدهد، کیفی در وجود بهوجود میآورد، قیدی در وجود میزند، این ارتباط وجود به جاعل اثر جعلی است که در ماهیت پیدا میشود و ماهیت را متلبّس به وجود میکند به عبارت دیگر ممکن را موجود میکند، اینطور نیست که وجود را وجود کند چون وجود، وجود است.
تعلق جعل به غیر وجود
تلمیذ: جعل به وجود تعلق میگیرد.
استاد: جعل به غیر وجود تعلق میگیرد، وجود بهعنوان بساطتش هست و نیازی به جعل ندارد.
معنای جعل
اصلاً خود جعل یعنی تأثیر و تقیید و تحدید، همۀ اینها عبارةٌ اُخرای جعل است. آنوقت صحبت در این است که آیا وجود بحقیقته معدوم است و جعل، آن را از عدم بیرون میآورد یا اینکه در بساطت خودش در عالم واقع و نفسالأمر هست؛ وجود در حاقّ واقع هست و جعل آن وجود بسیط را مقیّد میکند؟! کدامیک از اینها است؟! مسلّماً دومی است.
تلمیذ: حکما به این مطلب قائل نیستند که جاعل وجود بسیط را مقیّد به قیدی میکند.
استاد: البتّه غالب افرادی که اصالة الماهیة بودند جعل را به ماهیت زدهاند ـ قبلاً هم راجع به آن بحث شد ـ ولی به ماهیت متقرّره یعنی خود اینها قبل از اینکه تعلق جاعل به ماهیت شود تعیّنی برای آن نمیبینند بلکه تقرّری میبینند، منتها از انتساب جاعل به آن، وجود را انتزاع میکنند و یک امر اعتباری میدانند بالأخره در این ماهیت متقرّره دستکاری شده است، اسم این دستکاری شدن را انتزاع وجود میگذارند همانطور که شما از اربعه انتزاع زوجیت میکنید اینها هم از ماهیت متقرّره انتزاع وجود میکنند ولی خود ماهیت قبل از اینکه جعل به آن وجود بخورد و افاضهای به این ممکن و ماهیت شود تعیّن ندارد؛ به خود ماهیت نمیتوانیم اشارهای کنیم یا آن را در دست بگیریم و امثالذلک؛ کاری نمیتوانیم انجام دهیم.
- . منظومه، ج 2، ص 261.

