جلسه ۸۹
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۹
8و لکنَّ التَّصدیقُ الأوَّلی قد یَحصُلُ فیه خِفاءٌ لِعَدمِ تَصوُّرِ أطرافِه. و خفاءُ التَّصورِ غیرُ قادحٍ فی أولیةِ التَّصدیقِ.1
لکن گاهی اوقات در تصدیق اوّلی خفاء پیدا میشود چون ما اطراف آن را خوب تصور نمیکنیم، خفاء تصور ضرری در اوّلیت تصدیق ندارد.
اگر اطراف آن را خوب تصور کنیم نیازی به دلیل دیگری نداریم، اگر موضوع را تصور کنید و محمول را نسبت به آن تصور کنید، خود تصور درست انسان را به تصدیق میکشاند.
«و خفاء التَّصورِ ...» بهخاطر اینکه تصور باید تصور صحیحی باشد، قضیۀ اوّلی به قضیهای نمیگویند که تصورش هم اوّلی و بدیهی باشد، قضیّه اوّلی به قضیهای میگویند که تصور موضوع و محمول انسان را به [تصدیق] برساند.
ردّ نظریۀ قائلین به شانس و اتفاق
و أعلم أنَّ القَائلَ بِالبختِ و الاتِّفاقِ یُنکر هذهِ القَضیةَ و إنکارُها مُساوِقٌ لجِوازِ التَّرجُّحِ بِلا مُرجِّح الَّذی لا یَقولُ به الأشعری أیضاً.
و ذَکَرَ الفَخرُ الرَّازی مِن قِبَلِهم شُبهاتٍ مِنها أنَّ احْتیاجَ المُمکنِ إلی المُؤثرِ إمَّا فی ماهیةِ المُمکنِ بِأنْ یَجعَلَها ماهیةً و إمَّا فی وُجودِه بِأنْ یَجعَلَه وجوداً و هما مُستَلزِمان لِسَلبِ الشَّیءِ عن نَفسِه کما لا یَخفی و إمَّا فی الاتِّصافِ و هو أمرٌ عَدَمیٌّ. 2
افرادی که قائل به شانس و اتفاق هستند و میگویند که همینطور دفعی حادثه یا پدیدهای پیدا میشود، قضیۀ احتیاج ممکن به مؤثر را انکار میکنند. اگر این قضیّه را انکار کنیم مثل این است که ترجّح بلا مرجّح را جایز بدانیم (شیئی بر شیء دیگر بدون مرجّح ترجیح پیدا کند) و این حرف آنقدر بیمعنا است که حتی اشعریون هم قائل با آن نیستند.
فخر رازی شبهاتی را از طرف اینها مطرح کرده است؛ یکی از آنها این است که احتیاج ممکن به مؤثر یا در ماهیت ممکن است که ماهیت را ماهیت میکند یا در وجود ممکن است که خود وجود ممکن را وجود میکند (ببینید در اینجا مغالطه میکند چون وجود را موجود میکند نه وجود.) هردوی اینها لازم گرفتهاند که یک شیء را از ذاتش سلب کنیم [همانطور که مطلب واضح است و مخفی نیست] و یا در اتصاف ماهیت است که یک امر عدمی است (و قبلاً راجع به آن صحبت کردهایم).
- . همان.
- . منظومه، ج 2، ص 261.

