جلسه ۸۹
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۹
7مرحوم حاجی میفرماید: نه جانم! این استمرار وجود نیاز به علت دارد، در واقع اول حدوث این وجود در این طیف است و دیگری استمرار است [که نیاز به علت دارد] و اگر بخواهیم با دقت عقلیه نظر کنیم، میبینیم که هر آن، یک وجود جدید است که دیگر بحث آن برای بعد بماند ولی این را فعلاً داشته باشید که در هر آن یک وجود جدید افاضه میشود. شما یک بِنا را ببینید که یک بَنّا آجرها را سرهم چیده است بعد هم بَنّا مُرده است ولی این بِنا سر جای خودش باقی است. میگویند که اگر علت بمیرد معلول هم باید بمیرد، نه آقاجان! بَنّا مُرد ولی ساختمان هفتصد سال سر جای خودش باقی است، اشتباه شما همینجا است که بین علت و مُعِد خلط کردهاید، بَنّا و آن اخشاب و اعیان، علت برای آن تشکّل هستند ولی علت بقاء نیستند؛ علت بقاء آن یبوست، خشکی، امتزاج و آن گردش افلاک و آن حرکت هوا و امثالذلک است که این بِنا را به این کیفیت نگه میدارند و هر وقت یکی از آن علل دست بخورد این بِنا هم دست میخورد، خود ستون علت است، اگر کمی با زلزله بلغزد همه به پایین میریزد پس دوباره در اینجا خلط بین فاعل و علت و مُعد شده است.
دیشب داشتم خواب میدیدم که در جمع رفقا بودم شخصی راجع به بحث اطلاق اشکال میکرد، من هم گفتم که یک هفته نبودی حالا اشکال میکنی؟! دوباره از اول بگویم؟!
و منها قَولُنا و حاجةُ الممکنِ إلی المُؤَثرِ بَدیهیةٌ أوّلیةٌ غیرُ مُفتَقرةٍ إلی الدَّلیلِ بل إلی شیءٍ آخَر مِما یَفتقرُ إلیه أقسامُه الخمسةُ الأخریٰ.1
یکی از مسائلی که در مورد امکان بحث میشود [این است که حاجت ممکن به موثر] بدیهی است، نهتنها بدیهی است بلکه اولیّه است و نیازی هم به دلیل نداریم و نیاز به شیء دیگر که اقسام خمسه؛ پنج قضیۀ بدیهی مثل مشاهدات، تجربیات و امثالذلک به آن نیاز دارند، نداریم بلکه خود تصور موضوع و محمول کافی است.
- . منظومه، ج 2، ص 260.

