اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

جلسه ۸۹

توضیحات:

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۹

11
  • «چنان‌که وجودش در اول حال به اقتضای ذاتش نبود» یعنی وجوب ذاتی مانند وجود باری‌تعالیٰ نداشت و ذاتاً اقتضای واجب نمی‌کرد اقتضای ذاتی ندارد و اقتضای بالغیر دارد [پس همین‌طور در حال دوم و سوم و... وجودش به اقتضای ذاتش نخواهد بود]

  • و هکذا لأنَّ مناطَ الحاجةِ کَما سَیَجی‌ءُ هو الإمکانُ و هو لازمُ الماهیةِ.1

  • همان‌طوری‌که بعداً [بحث آن] می‌آید ملاک حاجت، امکان است و آن امکان لازمۀ ماهیت است.

  • وقتی که ممکن متّصف به مجعولیت می‌شود و جاعل آن را خلق می‌کند از امکان که بیرون نمی‌آید بلکه ذاتش ممکن است.

  • فَکَذا الحاجةُ بَل الوجودُ الإمکانی فی أیِّ وِعاءٍ مِن أوعیَةِ الواقعِ کان؛ سِواءٌ کان فی الدَّهرِ أو فی الزَّمانِ أو فی طَرَفِه حادثاً أو باقیاً عین الفقرِ و الفاقةِ إلی العلةِ ـ لا أنَّه ذاتٌ له‌ الفقر ـ و هو مُتقوِّمٌ بِها مُتَذوِّتٌ بِذاتِها بِحیثُ لَو قطع النَّظر عن وجودِها لم یَکن شَیئاً و بِوجهٍ بَعیدٍ کَقطعِ النَّظرِ عن ذاتیاتِ شَیئیةِ الماهیةِ حَیثُ لا تبقی تلکَ الماهیةِ.2

  • حاجت هم همین‌طور همیشه با او است (و لازمۀ ماهیت است) وجود امکانی (نه وجودِ وجودی مثل وجود خلائق) در هر وعائی از اوعیه واقع باشد و در هر ظرفی از مراتب عالم بخواهد باشد؛ حالا می‌خواهد در دهر یا در زمان یا در طرف زمان باشد حالا یا وجود حادث باشد یا وجود باقی باشد عین فقر و فاقد علت است ـ این‌طور نیست که وجود ذات دارای فقر است ـ و این وجود ممکن به آن علت قوام دارد و اصلاً تذوّت و شکل‌گیری و تحققش به این است و اگر از وجود علت قطع نظر شود اصلاً معلول شیئی نیست اگر بخواهید وجه بعیدی برای آن [درنظر بگیرید] مثل این است که شما از ذاتیات ماهیت قطع نظر کنید (مثلاً از زوجیت اربعه قطع نظر کنید)، دیگر چیزی باقی نمی‌ماند چون ماهیت باقی نمی‌ماند.

  • «حالا می‌خواهد در دهر باشد» مانند مجردات که وجود دهری دارند «در زمان باشد» مانند زید و عمرو و خالد و زمین و زمان «در طرف زمان باشد» مانند مماسات و امتدادات که در طرف زمان است فرض کنید یک شیء را می‌خواهید از چیزی جدا کنید یا ابتدای یک شیء که می‌گویند وجودش در طرف زمان است، اصلاً در زمان نیست چون فقط به حرکت آن شیء زمان گفته می‌شود ولی ابتدای آن در طرف زمان است که جنبۀ عقلی دارد و جنبۀ خارجی ندارد.

    1. . همان.
    2. . منظومه، ج 2، ص 263.
/ 260