جلسه ۸۸
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۸
8این در صورتی درست است که ما همچون بعضی از نحلههای غربی خارج را یک امر دائر مدار سلسلۀ علل و اسباب ندانیم ولی اگر استقبال را منوط به سلسلۀ علل و اسباب بدانیم، دیگر در آن موقع بین استقبال و ماضی چه فرقی است؟! هیچ فرقی نیست همانطوریکه سلسلۀ علل یک قضیّه را در زمان گذشته خلق کردند مثل زلزله یا رعدوبرق که حادث شد یا یک زیدی به وجود آمد یا درختی سبز شد، همانطور که سلسلۀ علل و اسباب الآن خلق میکنند، همانطور سلسلۀ علل و اسباب در استقبال خلق میکنند، چه فرقی میکند؟! میگویند: اصلاً هیچگونه ارتباطی بین آینده و امروز نیست؛ خارجیها اینطور میگویند که آینده دست انسان است، انسان است که میتواند آینده را بسازد بنابراین آینده وجود ندارد و چون ما نمیدانیم که انسان برای ساخت آینده چه تصمیمی میگیرد پس آینده اصلاً وجود ندارد.
ردّ کلام نحل غربی دربارۀ وجود نداشتن آینده و ساختن آن توسط انسان
قبل از اینکه کلامشان را رد کنیم اولین نقض و اشکالی که به اینها وارد میشود این است که شما در مواردی که مربوط به انسان نیست چه میگویید؟! آیا آن هم مربوط به انسان است؟! آیا حرکت کرات هم مربوط به انسان است؟! آیا سبز شدن درختان و امثالذلک هم مربوط به انسان است؟! گردش زمین، رعدوبرق و امثالذلک که مربوط به انسان نیستند، کجای آن مربوط به انسان است؟! کرۀ ماه برای خودش میچرخد، آیا مربوط به من است؟! حالا از تمام اشکالات بگذریم، میگوییم که آینده فقط این نیست که محدودۀ انسان در آن باشد بلکه انسان مثل پر کاهی در این اقیانوس است که بتواند خودش را یک تکانی بدهد! این اقیانوس حرکت میکند، ما کجا هستیم؟! مگر ما میتوانیم آینده را بسازیم؟! بله خیلی هنر داشته باشیم آیندۀ خودمان را میسازیم! تازه آن اشکالات بماند که همۀ ما در گرو یک سلسله علل هستیم و هیچکدام از آنها تخطّی برنمیدارد، همۀ آنها بماند.

