جلسه ۸۸
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۸
7بنابراین شما یک امکان اخص را به من نشان دهید که در هیچ حالی این کلی بر این موضوع ضرورت نداشته باشد یعنی از باب یک قضیۀ کلیه مثل «کُلُّ قَمرٍ مُنکسفٌ» که یک قضیۀ کلیه است، شما کسوف کلی را بر قمر بهلحاظ حیلوله حمل کردهاید، ما در قضیۀ ضرورت وصفیه تحرک را بر انسان بهلحاظ کتابت حمل کردهایم. در قضیۀ ضرورت ذاتیه ما زوجیت را بر اربعه بهلحاظ ذات خود اربعه حمل کردهایم، در تمام اینها لحاظی شده است که بهواسطۀ آن لحاظ محمول ما از امکان بیرون میآید و به ضرورت وجوبی یا ضرورت عدم تبدیل میشود. حالا شما یک امکان اخص را به من نشان دهید که در هیچ حالی این کلی بر این موضوع ضرورت نداشته باشد، آیا میشود که در هیچ حالی و در هیچ وقتی این محمول برای موضوع ضرورت نداشته باشد؟! خود کتابت را هم که مثال میزنند اینطور است، مشی را مثال بزنید یا هرچه که میخواهید مثال بزنید بالأخره بهعنوان کلی در یک وقتی ضرورت دارد، امکان اخص صاف پی کارش رفت! امکان استقبالی هم پی کارش میرود!
انحصار وجود ضرورت به شرط محمول در قضایای ماضی یا حال
امکان استقبالی همان امکان اخص است به اضافۀ قید دیگر که ضرورت به شرط محمول هم ندارد. چون ضرورت به شرط محمول در آن قضایایی میآید که یا ماضی یا حال است، در قضایای ماضی که انجام شده است یا حال که انجام میشود ضرورت به شرط محمول میآورند؛ زیدی که قائم بود یا زیدی که الآن قائم است قیام برای او ضرورت دارد اما برای زیدی که بعداً قائم میشود ضرورتی ندارد چون شاید زیدی نباشد تا اینکه قیامی باشد یا نباشد، ضرورت در آنجا معنا ندارد. بنابراین همین امکان اخص بهاضافۀ عدم ضرورت به شرط محمول، امکان استقبالی میشوند، چرا؟ چون نمیدانیم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد آیا در آینده زیدی هست و قائم نیست؟ یا اینکه در آینده اصلاً زیدی نیست، این امکان استقبالی میشود که منطقیین این را اضافه کردهاند.

