جلسه ۸۸
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۸
14نه به اعتبار واقع؛ اعتبار واقع ضرورت ندارد.
و مِنها قَولُنا قد لَزِمَ الإمکانُ لِلمَهیَّة أیْ نَفسِ شَیئیَّةِ الماهیةِ کافیةٌ فیه بِلا حَاجةٍ إلی مؤونةٍ زائدةٍ لِأنَّه لَیسَ إلاّ عدمُ الاقتضاءِ لِلوُجودِ و العَدمِ.
فإذا تُصوِّرَت الماهیةُ و نِسبةُ الوُجودِ و العدمِ إلیها عُلِمَت أنَّها بِذاتِها کافیةٌ لِانْتِزاعِ هذا العَدَم.1
یکی از آنها این است که امکان برای ماهیت لازم است، خود شیئیت ماهیت در لزوم و امکان کافی است و احتیاج به مئونۀ زائدهای هم ندارد.
چون این امکان نیست مگر: عدم اقتضا وجود و عدم؛ خود ماهیت بهتنهایی نه اقتضای وجود و نه اقتضای عدم دارد.
اگر ماهیت تصور شود و نسبت وجود و عدم به آن تصور شود (خود مرحوم حاجی هم در اینجا [اینگونه] آوردهاند) [آن وقت دانسته خواهد شد که ماهیت بهتنهایی و به ذاتها کافی است در انتزاع این عدم (عدم اقتضاء وجود و عدم)].
در واقع اگر شما خود ماهیت را درنظر بگیرید از خود ماهیت امکان بیرون میآید البتّه اگر ماهیت منتسب به وجود را درنظر بگیرید. یعنی ماهیت تنها را نباید تصور کنید، ماهیت را با نسبت به وجود و عدم تصور کنید.
و إذا کان الإمکانُ لازماً لِلماهیةِ عندَ اعْتِبارِ ذاتِها مِن حَیثُ هی فَلا یُعبأ بِشُبهةٍ یُبدأ فی المَقامِ مِن أنَّ المُمکنَ إمَّا مَوجودٌ و إمَّا مَعدومٌ.2
و عَلی أیِّ تَقدیرٍ فَلَه الضَّرورةُ بِشرطِ المَحمولِ فَأینَ یُمکنُ و أیضاً أمَّا مَعَ وُجودِ سَبَبِه التَّامِّ فَیَجبُ و أمَّا مَعَ عَدَمِه فَیَمتَنِعُ.3
اگر امکان لازمۀ ماهیت باشد وقتی که خود ذات آن را درنظر میگیرید پس به شبههای که در مقام میشود اعتنایی نمیشود؛ که هر ممکنی را که تصور کنید یا موجود یا معدوم است.
هر طور که باشد [برای اوست ضرورت به شرط محمول] پس چه زمانی ممکن میشود؟! ایضاً یا این ماهیت را با وجود سبب تام درنظر میگیرید که واجب میشود یا اگر با عدم سبب تام است که ممتنع میشود.
- . منظومه، ج 2، ص 260.
- . همان.
- . همان.

