جلسه ۸۸
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۸
13پس همیشه انتزاع امکان از ماهیت بهلحاظ انتساب آن ماهیت به وجود است نه بهتنهایی؛ لذا اگر شما حیوان ناطق را بهتنهایی لحاظ کنید از آن هیچ امکانی بیرون نمیآید، کجای آن امکان است؟! از حیوان امکان بیرون میآید؟! از ناطق امکان بیرون میآید؟! از کدام اینها؟! از همین حیوان ناطق بهلحاظ وجود امکان بیرون میآید، آنوقت خود نفس ارتباط ماهیت به وجود کفایت میکند که شما حکم به امکان کنید.
لذا در اینجا اشکالی مطرح کردهاند که همان مطلبی است که عرض کردهام: «به شرط محمول»؛ وقتی شما ماهیت موجود را درنظر بگیرید برای آن ضرورت صدق میکند، ماهیت معدوم را درنظر بگیرید برای آن امتناع صدق میکند پس ما اصلاً ماهیت ممکن نداریم. ما میگوییم که شما در اینجا ماهیت را بهلحاظ وجود خارجی درنظر گرفتهاید نه خود ماهیت تنها را. در واقع یک وقت شما زیدی که قائم است را نگاه میکنید و میگویید که قیام برای این زیدی که قائم است ضرورت دارد، دیگر نمیشود که قیام برای او ممکن باشد یک وقت زید را تنها صرف نظر از قیام درنظر میگیرید یعنی شما نمیگویید که ممکن است زید بیاید یا ممکن است زید نیاید، اینکه الآن میگویید: ممکن است زید بیاید، الآن قید را از آن اوصافی که بر او بار میشود جدا کردهاید بعد آنوقت آن اوصاف را بر او بار کردهاید اما وقتی که زید در خانه بیاید دیگر نمیتوانیم بگوییم که زید ممکن است بیاید چون آمده است دیگر. پس در اینجا بین وجود خارجی ممکن و خود ممکن که ماهیت فیحدّذاته باشد خلط کردهاند این هم یکی از آن مطالب.
و أمّا التَّحقیقُ الحِکَمیُّ فَیُؤَدِّی أنَّ الاستقبالَ و الماضیَ و الحالَ مُتساویةٌ فی عَدمِ التَّعیینِ فی نَظرِنا و فی التَّعیینِ فی نَفسِ الأمرِ و فی الضَّرورةِ و الامتناعِ فی الواقعِ و الإمکانِ بِاعْتِبارِ نَفسِ المَفهومِ.1
تحقیق حِکَمی میرساند که استقبال، ماضی و حال در عدم تعیین درنظر ما متساوی هستند و در تعیین نفسالأمر و در ضرورت و امتناع در واقع و همینطور در امکان به اعتبار نفس مفهوم متساوی هستند.
- . منظومه، ج 2، ص 260.

