جلسه ۸۷
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۷
9یعنی هیچ وصفی برای موضوع ضرورت ندارد حتی ضرورت به شرط محمول چون ضرورت به شرط محمول این است که این محمول برای موضوع ضرورت دارد به شرط اینکه وجود خارجی داشته باشد.
یعنی در زمانی که این محمول برای موضوع هست در آن زمان برای موضوع ضرورت دارد. اگر زید در حال زدن است، میگوییم: «زیدٌ الآن ضاربٌ بالضَّرورة» یعنی ما این ضرورت را برای محمول و موضوع به شرط وجود محمول حمل کردیم یعنی اگر ضرب وجود دارد پس برای زید ضرورت دارد ولی در امکان استقبالی هنوز وصفی نیست، در «زیدٌ یَضرِبُ» چطور بگوییم که «یَضرِبُ» برای «زیدٌ» ضرورت دارد؟! درحالیکه هنوز وجود ندارد و چون وجود ندارد لذا اصلاً ضرورت به شرط محمول در اینجا نمیآید، نهاینکه اینطور روی موضوع بیاید؛ وقتی که زید بعداً بزند، آن موقع زدن برای زید ضرورت دارد ولی ما از الآن صحبت میکنیم، بله اگر بعداً بزند دیگر «استقبال» نیست آن موقع «حال» است ولی الآن که استقبالی را بر زید حمل میکنیم همین ضرورت به شرط محمول را هم ندارد، ضرورت به شرط محمول در جایی است که آن وصف در «آنْ» لحاظ شده باشد، یا ماضی باشد یا حال باشد، مستقبل که اصلاً وجود ندارد ضرورت به شرط محمول هم نمیآید چون ممکن است که اصلاً تحقق نداشته است.
قال المُحَقِّق الطُّوسی ـ قُدِّسَ سِرُّه ـ عندَ ذِکر ِالشَّیخ هذا المعنَی إنَّما اعْتَبرَه مَن اعْتَبَرَه لِکونِ ما یُنسبَ إلی الماضیِ و الحالِ مِن الأمورِ المُمکنةِ إمّا مَوجوداً أو مَعدوماً.1
شیخ طوسی [وقتی بوعلی این امکان اسقبالی را ذکر کرده، فرموده است] این امکان استقبالی را در اینجا معتبر دانسته است [هرکه معتبر دانسته]. چون هرچه که نسبت به ماضی و حال داریم از امور ممکنه است (مثل «زیدٌ ضَرَبَ»، «زیدٌ ضاربٌ»، «زیدٌ أکَلَ» و «زیدٌ آکِلٌ» چه ماضی و چه حال) یا بوده است یا نبوده است.
این وصفی که به زید نسبت دادهاید بالأخره یا در خارج اتفاق افتاده است یا نیفتاده است.
- . منظومه، ج 2، ص 257.

