جلسه ۸۷
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۷
7ما این امکان خاص را در تعداد معانی امکان ذکر نکردهایم اصلاً بحث و صحبت در امکان خاص است.
در واقع نگفتهایم که [امکان] چند معنا دارد که یکی امکان خاص است، چون اصلاً قضیّه مفروغٌعنه است، اصلاً بحث آنها در امکان خاص است ولی ما میگوییم که گاهی اوقات از دست حکما درمیرود و غیر از امکان خاص یک امکان عام هم استعمال میکنند.
معنای امکان اخص
و الإمکانُ الأخصِّ و هو سَلبُ الضَّروراتِ الذَّاتیةِ و الوَصفیةِ و الوَقتیةِ.1
یک امکان دیگر داریم که امکان اخص است که سلب ضرورات ذاتیۀ وصفیۀ وقتیه است.
نشئت امکان اخص از امکان ذاتی
مثلاً اگر بخواهیم وصفی را از یک موضوع سلب کنیم که هم سلب ضرورت ذاتیه شود که ذاتاً وصف برای آن موضوع ضرورت ندارد و هم سلب ضرورت وقتیه شود یعنی در یک وقت این وصف برای موضوع ضرورت ندارد؛ یعنی بهطورکلی در یک حالتی، ما در اینجا امکان اخص داریم. البتّه به نظر من این امکان اخص با همان امکان ذاتی و امثالذلک در واقع یکی است؛ نهاینکه یکی باشد بلکه اینها نشئت گرفته از همان امکان ذاتی هستند.
منبابمثال وقتی شما گفتید که کتابت برای انسان ضرورت ندارد یعنی برای ذات انسان ضرورت ندارد، این امکان اخص است. حالا ممکن است همین کتابت در وقتی ضرورت داشته باشد و آن در وقتی است که انسان برای کتابت عزم و جزم کند یا اینکه منبابمثال کسوف ذاتاً برای شمس ضرورت ندارد، چرا؟ چون لازم نیست ذات شمس فیحدّ نفسه بگیرد. بله اگر قمری بین شمس و ارض حیلوله کند در اینجا کسوف حاصل میشود.
ما در اینجا وقت را لحاظ کردهایم و دربارۀ کسوف میگوییم که «کُلُّ شَمسٍ مُنکسفٌ وقتَ حَیلولة القَمرِ بَینه و بَینَ الشَّمس»، این ضرورت وقتیه میشود، در واقع در این وقت این وصف برای موضوع در اینجا ضرورت دارد. ولی در مورد کتابت نمیتوانیم بگوییم که برای انسان ضرورت دارد گرچه در مورد خود کتابت هم میتوانیم بگوییم که در وقت عزم انسان به کتابت، ضرورت دارد. درهرصورت شما اگر وصفی را برای موضوعی بدون هیچ قیدی آوردهاید این وصف امکان اخص میشود، این ما حصل مطلب است.
- . همان.

