جلسه ۸۶
توضیحات:
20. غرر في بيان أقسام كل واحد من المواد الثلاث
جلسه ۸۶
3واجب بالغیر به آن ماهیتی گفته میشود که به لحاظ غیر، واجب میشود یعنی وقتی که علت، آن را جعل کند، واجب میشود مانند همۀ ماهیات امکانیه که وجوب آنها غیری است، وجوب ذاتی ندارند یعنی وجوب را از ناحیۀ غیر دارند. وقتی که علت در علّیّت خودش تام باشد معلول را ایجاب میکند، وقتی که ایجاب کرد معلول را دارای وجوب میکند، وقتی که ...
این وجوبی که الآن بر این ماهیت حمل میکنیم از غیرِ خودش گرفته است، خودش چیزی نداشته است بلکه این وجود و وجوب؛ هر دو را از غیر خودش گرفته است پس تمام ماهیاتی که در عالم هست وجوب دارند و وجوب آنها از ناحیۀ غیر است، وجوب آنها بهواسطۀ علت افاضه میشود.
امتناع بالغیر آن است که وجوب بر معلول و ماهیتی، ممتنع باشد به جهت اینکه علت این وجوب ممتنع است، علت این وجوب محقق نیست و چون علت نیست بنابراین وجوب ممتنع میشود، ذاتاً ممکن است ولی از نقطهنظر خارج ممتنع میشود. اگر علت آمد آن امتناع از بین میرود، اگر نیامد به حال خودش باقی است.
بنابراین امتناع بالغیر به آن ماهیاتی اطلاق میشود که وجوب آنها منوط به علتی هست که آن علت در خارج امکان ندارد بنابراین این امتناع از ناحیۀ غیر آمده است. گرچه خودش ذاتاً ممکن است؛ نسبت به وجود و عدم، علی السّویٰ است ولی فعلاً در خارج چنین علتی برای آن پیدا نخواهد شد، این امتناع بالغیر میشود. به عکس شریکالباری و اجتماع نقیضین که اصلاً ظهور بههیچوجه برای آنها محقق نیست ... اینطور نیست که شریکالباری ذاتاً ممکن است ولی فعلاً در عالم خارج وجود ندارد البتّه با توجه به مقدمات ... .
حالا سراغ امکان بالغیر میآییم، آیا امکان بالغیر داریم یا نداریم؟ باید بگوییم که قطعاً امکان بالغیر نداریم، چرا؟ چون ماهیتی که امکانش را از غیر بیاورد، چنین ماهیتی محال است چون غیر به او امکان اعطاء میکند، حالا آن غیر چه باشد؟ علت باشد یا ... بالأخره علقه یا تلازمی بین آنها باشد و غیر به آن امکان میدهد اما آن ماهیت در ذات خودش چگونه است؟ حالا خودش ذاتاً چیست؟ اگر واجب است، واجب که برنمیگردد تا ممکن شود چون اگر مثل باری تعالی ذاتاً واجب باشد دیگر انقلاب لازم نیست، ماهیتی در ذات خودش در حمل وجوب بر او واجب باشد بعد تازه غیر به او امکان دهد، دیگر خیلی عالی میشود! مثلاینکه با شمع در بیابان خورشید را پیدا کنید! آقا! خورشید بالای سرت است، تو میخواهی با یک شمع خورشید را پیدا کنی؟! یا اینکه اگر ذاتاً ممتنع است، غیر به او امکان دهد، اگر ذاتاً ممتنع باشد، دیگر محال است که وجود پیدا کند چه برسد به امکان! اگر ذاتاً ممکن باشد که ممکن است دیگر، دیگر چه امکانی به آن بدهد؟! پس ذاتاً چیست؟ ممکن است. پس ما اصلاً امکان بالغیر نداریم.

