جلسه ۸۵
توضیحات:
19ـ غرر في أنها اعتبارية
جلسه ۸۵
4دلیل دومی که میآورند این است که رفع نقیضین لازم میآید که شبیه همین مطلب بالا میشود، ایشان دو مثال میزنند؛ یک مثال نقضی و یک مثال حلی. در ارتفاع نقیضین میگویند که شما نقیضی را در اینجا ذکر میکنید، همین مثال امکان؛ امکان امری است که نقیضش میشود لا امکان پس وقتی که نقیض امکان لا امکان شد، وقتی که شما این امکان را از یک شیء برداشتید چون امر عدمی است لذا اگر گفتیم: «لا امکان»، لا امکان هم یک امر عدمی میشود بنابراین هم امکان که امر عدمی است از یک شیء برداشته شد و هم لا امکان، یا اینکه امکان که یک امر عدمی است که در یک امری ثابت میشود، وقتی که میگوییم: «زیدٌ ممکن الوجود» یک امر عدمی را برای زید ثابت میکنیم، در واقع ما وجود را از او برداشتیم پس وقتی که میگوییم: «لا امکان»، امر عدمی است چون لا امکان امر عدمیِ امکان است و خود امکان هم امر عدمی میشود، وقتی اینطور شد بنابراین رفع نقیضین در اینجا پیش میآید.
جوابی که ایشان در اینجا میدهند این است که در مورد عمیٰ و لا عمیٰ چه میگویید؟! شما در یک مورد مثلاً میگویید: «هذا یصدق علیه لا عمیٰ» یعنی «لا عمیٰ» بر این صادق است، حال از شما سؤال میکنیم که عمیٰ امر وجودی است یا عدمی؟! امر عدمی است دیگر چون عمیٰ یعنی عدم البصر. اگر در جایی لا عمیٰ را ثابت کنید، لا عمیٰ عدم امر عدمی میشود بنابراین در اینجا رفع نقیضین میشود یعنی شما در اینجا دو چیز را برداشتهاید؛ هم عمیٰ و هم لا عمیٰ را در اینجا برداشتهاید یعنی وقتی که شما لا عمیٰ را بر موضوعی ثابت میکنید در اینجا هم یک شیء که امر عدمی است از آن سلب شده است و هم لا عمیٰ که امر عدمی است از آن سلب شده است که این رفع نقیضین میشود. یا باید عمیٰ را بر آن ثابت کنید یا لا عمیٰ را بر آن ثابت کنید؛ لا عمیٰ یک امر عدمی است و این عدم از خود عمیٰ است و عمیٰ هم که امر عدمی است بنابراین هر دو امر عدمی میشوند. ایشان میفرمایند که رفع نقیضین در اینجا نیست، وقتی که شما لا عمیٰ را در اینجا بر شیئی ثابت میکنید عمیٰ امر عدمی میشود؛ عدم البصر، آنوقت لا عمیٰ امر عدمیِ آن امر عدمی میشود یعنی عدمِ عدم، میشود وجود، پس وقتی که به شیئی لا عمیٰ میگوییم یعنی ذابصر و امر وجودی را اثبات میکنیم، در واقع صرف اینکه ما یک نفی داریم، این نفی دلیل بر عدم یک شیء نمیشود، اگر عدم به آن شیءِ معدومِ مطلق برگردد خودش تبدیل به وجود میشود بنابراین ارتفاع نقیضین همدیگر در اینجا معنا ندارد. دلیلشان خیلی واهی است و نیاز به تأمل ندارد.

