اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

19ـ غرر في أنها اعتبارية

جلسه ۸۵

توضیحات:

19ـ غرر في أنها اعتبارية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۵

3
  • یکی از ادلّۀ دیگر این است که تسلسل لازم می‌آید یعنی اگر این در خارج وجودی داشته باشد طبعاً این وجود مشارکاتی با بقیّۀ وجودها دارد بالأخره وجوب با امکان و امتناع با یکدیگر فرق دارند. وجوب در یک مقوله و امتناع در مقولۀ دیگر است و سایر چیزها در مقولۀ دیگر هستند پس مشارکاتی در جنس و مفارقاتی در فصل دارند. به لحاظ حمل آن فصل بر جنس و اضافۀ فصل بر جنس که همان حقیقت نوعیۀ وجوب یا امکان تشکیل می‌شود، آن وجوب یا امتناع در خارج پیدا می‌شود. حالا صحبت در این است که خود همان اضافۀ آن شیء در خارج یا بالإمکان یا بالوجوب یا بالامتناع است یعنی وقتی خود این شیء می‌خواهد در خارج وجود پیدا کند ـ بالأخره وجوب می‌خواهد در خارج وجود پیدا کند دیگر ـ نسبت وجوب با وجود آیا بالإمکان است یا بالامتناع است یا دوباره ... است؟ اگر شما بگویید که بالإمکان است بالأخره امکان مشارکات و متمایزاتی دارد و اگر می‌خواهد به این تعلق بگیرد و این را به‌وجود بیاورد دوباره بالإمکان به او تعلق می‌گیرد یا بالوجوب و امثال‌ذلک، بالأخره تسلسل پیدا می‌شود و قطعاً باطل است. به‌نظر می‌رسد که بیان این بحث‌ها در اینجا خیلی لازم نباشد ولی بعضی‌ها مطرح کرده‌اند و مرحوم حاجی هم بیان کرده است.

  • ادلّۀ قائلین به تحقق اعیان خارجی اشیاء این است که می‌گویند که ـ واجب و ممکن، حالا در مورد امتناع ... ـ وقتی شیئی معدوم باشد چه فرقی می‌کند که این شیءِ معدوم را موضوع یا محمول قرار دهید و به‌نحو موجبۀ معدوله یا به‌نحو سالبه از آن صحبت کنید؛ مانند امکان که الآن معدوم است و شما می‌گویید که وجود خارجی ندارد، وقتی وجود خارجی نداشت یعنی معدوم است، حالاکه معدوم شد چه شما بگویید که امکان در خارج نیست و چه بگویید که این شیء امکان ندارد در خارج باشد، مغالطه‌ای الآن انجام می‌شود. یک وقت می‌گویید که امکان در خارج نیست، یک وقت می‌گویید که این شیء امکان ندارد بنابراین یک قضیۀ ممکنه از امکان برمی‌گردد و ممتنع می‌شود. یا فرض کنید که بگویید: واجب در خارج وجود ندارد یا اینکه بگویید که تحققش اصلاً واجب نیست بنابراین از وجوب می‌افتد حالا یا ممتنع می‌شود یا ممکن می‌شود. اینها این‌طور مغلطه کرده‌اند؛ وقتی که حکم به عدمیت این مواد ثلاث در خارج را اثبات کردند و ما را تسلیم کردند که این مواد ثلاثه در خارج نیستند بعد این معدوم را محمول برای موضوع قرار داده‌اند و گفته‌اند: «الإنسانُ لَیسَ بِممکنٍ» ممکن نیست، به‌خاطر اینکه انسانی که صدسال دیگر است معدوم است حالاکه معدوم شد پس فرقی نمی‌کند و شما چه بگویید: «الإنسانُ ممکنٌ» و چه بگویید: «الإنسانُ لَیسَ بِممکنٍ»، هردوی اینها یکی است به‌خاطر اینکه امکان در خارج نیست پس معدوم است. به عبارت دیگر «الإنسانُ ممکنٌ» با [«الإنسانُ لَیسَ بِممکنٍ»] فرقی نمی‌کند مثل این است که بگویید: «جیب من پر از هوا است» یا اینکه بگویید: «جیب من خالی است»؛ پر از هوا و خالی بودن هر دو عبارةٌ اُخرای این هستند که در جیبم دستمال نیست یا پول نیست یا ... نیست، این هم همین است یعنی یک معنا را به دو مفهوم و لفظ بیان کردن. در واقع ممکن یک امر معدوم است غیرممکن هم امر معدومی است بنابراین ما می‌توانیم هم ممکن را در محمول قضیّه بیاوریم و بگوییم: «الإنسانُ ممکنُ ‌الوجود» یا اینکه غیرممکن را بیاوریم و بگوییم: «الإنسانُ غیر ممکن ‌الوجود» که ممتنع می‌شود. ایشان در جواب می‌گویند که شما در اینجا گفتید که اجتماع نقیضین شده است و اجتماع نقیضین درست کرده‌اید و مغالطه کرده‌اید، امکان در اینجا امر عدمی است وقتی که می‌گویم: «الإنسانُ ممکنٌ» می‌گوییم که درست است، امکان امر عدمی است، وقتی که می‌گوییم: «الإنسانُ غیر ممکن ‌الوجود» آن امر عدمی را بحث می‌کنیم؛ به عبارت دیگر یک وقت شما امکان را امر عدمی می‌گیرید آن‌وقت در نفی‌اش او را وجودی می‌بینید، وقتی وجودی گرفتید و نفی کردید اجتماع نقیضین پیدا می‌شود اما اگر امر عدمی گرفتید، من‌باب‌مثال می‌گویم که در این پارچ آب نیست، بعد وقتی که می‌خواهم این را نفی کنم در اجتماع نقیضین این‌طور می‌شود: «آب نبودن در این پارچ منفی است»، درحالی‌که اجتماع نقیضین در اینجا نشده است، این خلطی بود که در اینجا شد.

/ 380