جلسه ۸۴
توضیحات:
الفریدة الثانیة فی الوجوب و الإمکان / 18ـ غرر فی المواد الثلاث
جلسه ۸۴
3در اینجا مرحوم حاجی همه را یک قسم قرار داده است یعنی نفسی را در مقابل رابطی قرار داده است بعد البتّه ایشان وجود فینفسه را وجود رابطی هم اطلاق میکند. بنابراین در وجود رابط فقط انتساب لحاظ شده است یعنی در ارتباط بین دو وجود، در وجود رابطی و وجود نفسی ثبوت شیء لحاظ شده است، قیام چه بهنحو مستقل و چه به نحو غیر، «قیام» یا «زید» نه قیامِ زید که در صورت اول قیام رابطی میشود چون اعراض است و وجود زید هم وجود بنفسه میشود.
«فهاک أیْ خُذ و اضبط؛1 این را بگیر و نگه دار». حالا حاجی شرح میدهند: «لأنَّه أیْ الوجود مطلقاً؛ برایاینکه او یعنی وجود مطلق» چه وجود ذهنی یا وجود خارجی؛ وجود به هر قسم، «إمّا أن یَکون وجوداً فی نفسِهِ و یُقال له الوجودُ المَحمولی؛ یا اینکه وجود فینفسه است که به آن وجود محمولی میگویند» یعنی آن وجودی که بتواند محمول واقع شود، مثل «زیدٌ موجودٌ»، این موجود چیست؟ وجودش محمولی است یعنی ما چیزی را غیر از آن وجود در قضیّه ذکر نکردهایم فقط خود وجود را در قضیّه آوردهایم زید را که ماهیت است مبتدا قرار دادهایم؛ یعنی در موضوع قرار دادهایم و محمولمان هم وجود است «زیدٌ» موضوع، «موجود» هم محمول است. در واقع ما چیزی را به چیزی بار نکردهایم فقط ماهیتی را در ابتدای قضیّه قرار دادهایم و وجود را در انتها قرار دادهایم «و هو مفادُ کان التامة المُتحقّق فی الهَلیّاتِ البَسیطةِ» که این وجود محمول میشود کانَ تامه؛ کانَ زید که در هلیّات بسیطه متحقق است.
اما اگر بگوییم: «کان زیدٌ قائماً» الآن ما در اینجا غیر از زید صفت دیگری آوردهایم که این صفت را به این زید حمل کردهایم، این «کان» ناقصه میشود یعنی معنای این کانَ تنها با اسمش تمام نمیشود بلکه باید خبرش را هم بیاوریم تا معنا پیدا کند ولی کانَ تامه معنایش تحقق است «کان زیدٌ» یعنی «تحقَّقَ زیدٌ». مثلاینکه میگوییم: «وُجِدَ زیدٌ» یا «تَوَّلَدَ زیدٌ؛ زید متولد شد»، معنا تمام است اینجا هم میگوییم: «کان زیدٌ» یا «کان الأمر» یعنی امر واقع شد؛ آن امری که بین ما و شما معهود بود، واقع شد. دیگر «کان الأمر کذا» نمیخواهد، این «کانَ» تامه میشود.
- . منظومه، ج 2، ص 239.

