جلسه ۸۴
توضیحات:
الفریدة الثانیة فی الوجوب و الإمکان / 18ـ غرر فی المواد الثلاث
جلسه ۸۴
12و هی أیْ الجهاتُ غَنیَّة عن الحدودِ لِکونِ مَعانیها مِمّا ترتَسمُ فی النَّفسِ ارتِساماً أوَّلیاً.1
پس این جهات بینیاز از حدود هستند چون معانی اینها که وجوب و امتناع و امکان باشد بالبداهه ارتسام پیدا میکند.
ضرورت یعنی لزوم، امتناع هم یعنی لزوم از ناحیۀ نفی امکان یعنی تساوی طرفین.
فَمَن أرادَ أن یُعرِّفَها تَعریفاً حَقیقیاً لا لَفظیاً لَم یأتِ إلاّ بِتَعریفاتٍ دَوریَّةٍ مثلُ أنَّ الواجِبَ ما یَلزمُ مِن فرضِ عَدمِه محالٌ.2
کسی که بخواهد اینها را تعریف حقیقی کند یک سری تعریفات دوریه پیش میآید والاّ اینها از معانی بدیهیۀ اولیّه هستند مثل واجب، (واجب چیست؟) آن چیزی که از فرض عدم آن محال لازم بیاید.
آنوقت باید سراغ محال برویم که امتناع باشد، امتناع چیست؟ آن چیزی است که از فرض وجودش محال لازم است که دوباره به معنای ضرورت میشود.
و المُمکِنُ ما لا یَلزمُ مِن فَرضِ وُجودِه و عَدمِه محالٌ و المُمتنعُ ما لیس بِممکنٍ أو ما یَجبُ أنْ لا یکونَ و غیرُ ذلکَ. فَهیَ ذاتُ تَأَسٍّ فیه أیْ صاحِبةُ اقتِداءٍ فی الغِناءِ عن التَّحدیدِ بِالوجودِ.3
ممکن آن چیزی است که از فرض وجود و عدم آن محال لازم است که دوباره بحث وجوب و امتناع آمد. ممتنع آن چیزی است که ممکن نیست که دوباره ممکن آمده است؛ یا آنچه واجب است که نباشد که دوباره «أن لا یکون» ممتنع است و غیر این تعریفات. پس این جهات از نقطهنظر غنا از حد، به وجود تأسّی کردهاند همانطور که وجود حد نمیخورد.
چون حد همیشه به ماهیت میخورد، حد همیشه به حدود وجوب میخورد پس خود وجود چه حدّی دارد که تعریفش کنیم؟ چون همیشه تعریف، حدود یک شیء را برای انسان بیان میکند، وقتی که وجود حد ندارد آنوقت ما چطور وجود را برای شما تعریف کنیم؟ لذا میگویند:
مَفهومُه مِن أَعَرفِ الأشیاءِ *** و کُنهُه فی غایَةِ الخِفاءِ4 بلکه بالکل مخفی است، نه فی غایة الخفاء و لا یَصلُ به إلاّ بالمُشاهَدة النّورانیَّة. روی این حساب دیگر مواد ثلاث از این نقطهنظر تعریف ندارد. حالا تا در جلسات بعد ببینیم که این مواد ثلاث چگونه هستند و ارتباطشان چگونه است.
- . منظومه، ج 2، ص 243.
- . همان.
- . همان.
- . منظومه، ج 2، ص 59.

