جلسه ۸۴
توضیحات:
الفریدة الثانیة فی الوجوب و الإمکان / 18ـ غرر فی المواد الثلاث
جلسه ۸۴
11وجود دارای جهات است. یک فرق بین جهات و مواد است؛ در واقع هر چیزی را که تصور کنید یک عالم خارجی دارد و یک عالم ذهنی دارد، ارتباط خود آن شیء در عالم خارج را مواد میگویند، مثلاً قیام را نسبت به زید در ذهن تصور کنید؛ قیام برای زید در عالم خارج یا ثابت است یا ثابت نیست، اگر در عالم خارج ثابت باشد، قیام برای زید ضرورت میشود، اگر نباشد امتناع یا امکان میشود، الآن فعلاً امتناع است چون علتش هنوز نیامده است ولی فیحدّذاته ممکن میشود. آنوقت شما همین قضیّه را در ذهن بیاورید، اگر ارتباطی را که میخواهیم در قضیۀ ذهنیه بین موضوع و محمول برقرار کنیم ارتباطی باشد که از واقع حکایت کند به آن ارتباط با آن کیفیت، جهت میگویند. پس اگر گفتیم: «زیدٌ قائمٌ بالضَّرورة» یا «کلُّ فَلکٍ مُتحرِّک دائماً» این دوام، جهت در قضیّه میشود یا «الإنسانُ حیوانٌ ناطقٌ بالضَّرورةِ» یا «شریکُ الباری مُمتنعُ الوجودِ»، این امتناعی که در اینجا آورده است جهت در قضیّه میباشد. حالا یا این جهت در قضیۀ موافق با واقع است یا موافق نیست، اگر موافق باشد قضیۀ صادقه میشود و اگر موافق نباشد کاذبه میشود.
«قد کان أی الوجود مطلقا ذا الجهات ...» یعنی وجود دارای جهات در ذهن ما هست، «صاحب الجهات» خبر کان است. هر وجودی؛ چه وجود فینفسه لغیره و ... . «هذا إشارة إلی أنها فی الخارج مواد و فی الأذهان جهات؛ این اشاره است به اینکه در خارج مواد هستند و در اذهان جهات هستند»، «وجوب بالجر بدل من الجهات لا بالرفع لیتوافق الرویان؛ ”وجوب“ به جرّ بدل از ”الجهات“ است و به رفع نخوان»، یعنی تا اینکه دو حرف آخر ـ که به حرف آخر مصرع رَوی میگویند ـ در کلمات اذهان و امکان در بیت:
قد کان ذا الجهات فی الأذهان *** وجوب امتناع أو إمکان1 با هم جور در بیایند چون حرف آخرشان دارای حرکت است. «و امتناع أو إمکان کلمة أو للتنویع» کلمه «أو» برای تنویع است، نه برای تردید.
- . منظومه، ج 2، ص 237.

