اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفریدة الثانیة فی الوجوب و الإمکان / 18ـ غرر فی المواد الثلاث

جلسه ۸۳

توضیحات:

الفریدة الثانیة فی الوجوب و الإمکان / 18ـ غرر فی المواد الثلاث

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۳

7
  • کیفیت ارتباط بین مَظهَر و مُظهِر

  • یااینکه در اینجا یک وجود بیشتر نیست، آن یک وجود مظاهری در خودش به‌وجود آورده است بنابراین با انتساب به یک مظهر، یک مظهر درست شد. با انتساب و اضافۀ به یک تعیّن، یک مظهر دیگر دوباره درست شد. بنابراین در اینجا صرف اضافه است؛ اضافۀ ذات به مقام مادون خودش یا اضافۀ وجود به یکی از تعیّنات خودش که در اینجا دیگر آن استقلال ذاتی وجود ندارد، ارتباط بین مَظهَر و مُظهِر از باب وجود رابط است؛ یعنی وقتی که شما مَظهر را نگاه می‌کنید که این اشیاء خارجی هستند و مُظهر را نگاه می‌کنید که آن وجود بحت بسیط است، می‌بینید که صرفاً ربطی فقط در اینجا است اما دیگر استقلالی نیست، اصلاً شما استقلالی را در عالم نمی‌بینید،

  • معنای لا مؤثر فی الوجود الا الله

  • «لا مؤثر فی الوجود الا الله» به این معنا نیست که وقتی زید کاری را انجام می‌دهد به قدرت خدا انجام می‌دهد و تا اجازه از آن بالا نیاید انجام نمی‌دهد، نه! یعنی وقتی زید کاری را انجام می‌دهد، خدا انجام می‌دهد وگرنه آن خیلی معنای پشمکی و پفکی است.

  • تفسیر غلط از آیۀ: ﴿إِذ تَخلُقُ مِنَ ٱلطِّینِ کَهَیَةِ ٱلطَّیرِ بِإِذنِی فَتَنفُخُ فِیهَا فَتَکُونُ طَیرَا بِإِذنِی ...﴾

  • مثل اینهایی که در مورد این آیۀ شریفه که در مورد حضرت عیسی علیه السّلام است: ﴿إِذۡ تَخۡلُقُ مِنَ ٱلطِّينِ كَهَيۡ‍َٔةِ ٱلطَّيۡرِ بِإِذۡنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي وَتُبۡرِئُ ٱلۡأَكۡمَهَ وَٱلۡأَبۡرَصَ بِإِذۡنِي وَإِذۡ تُخۡرِجُ ٱلۡمَوۡتَىٰ بِإِذۡنِي وَإِذۡ كَفَفۡتُ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ عَنكَ إِذۡ جِئۡتَهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينۡ﴾1می‌گویند که انبیاء علیهم السّلام به اذن خدا کار انجام می‌دهند، بدون اذن خدا انجام نمی‌دهند یعنی وقتی که می‌خواهند کاری انجام دهند، اگر خدا به آنها اجازه دهد انجام می‌دهند و اگر اجازه ندهد، انجام نمی‌دهند مثل یک بچه که اگر پدرش به او اجازه بدهد پول برمی‌دارد و آب‌نبات می‌خرد اگر پدرش اجازه ندهد، نمی‌خرد. ماشاءالله این عقل تاریکشان به اینجا رسیده است که مثل بچه و عبد که عبد از مولا پول می‌گیرد و چیزی می‌خرد، اینها هم همین‌طور هستند، اینها نشسته‌اند اگر خدا اجازه دهد، کار را انجام می‌دهند، اگر هم اجازه ندهد انجام نمی‌دهند، این با کفر و شرک چه فرقی دارد، یکی شد. او برای خودش آن بالا نشسته است و عیسی برای خودش پایین نشسته است، حالا از باب ادب و احترام، خلاصه بزرگ‌تری گفتند کوچک‌تری گفتند، می‌گوید که خدایا تو بزرگ‌تری حالا اجازه بده که این کار را انجام دهیم، خدا می‌گوید حالا اجازه می‌دهم فلان کار را انجام دهی ولی فلان کار دیگر را نه صلاح نیست، اگر هم انجام دادی گوش تو را می‌گیرم. این حرف‌ها نیست جان من، بإذنی یعنی به نیروی من، به قدرت من و به مشیت من و به ارادۀ من، ﴿وَتُبۡرِئُ ٱلۡأَكۡمَهَ وَٱلۡأَبۡرَصَ بِإِذۡنِي﴾ یعنی خیال نکن تو انجام می‌دهی! من انجام می‌دهم،﴿وَمَا رَمَيۡتَ إِذۡ رَمَيۡتَ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ رَمَىٰ﴾2 معنا این است. ﴿وَإِذۡ تُخۡرِجُ ٱلۡمَوۡتَىٰ بِإِذۡنِي﴾یعنی تو احیا نمی‌کنی، تو کسی نیستی، تمام موجودات پیش من علی‌السوا هستند، توی عیسی با آن موجود دیگر هیچ فرقی با هم ندارید، من تو را عیسی کرده‌ام و آن را مارمولک و سوسک و هزارپا و گربه و امثال‌ذلک کرده‌ام. من تو را عیسی کرده‌ام و آن را سنگ کرده‌ام و آن را درخت کرده‌ام و آن را حجر کرده‌ام، هیچ فرقی ندارد. من به تو این قدرت را داده‌ام و به او نداده‌ام، از تو می‌گیرم و به او می‌دهم،

    1. . سوره مائده (5) آیه 110. معاد شناسی، ج 5، ص 307:
      «و در آن زمانی که تو از گِل مثل صورت پرنده‌ای می‌ساختی به اذن من، و پس از آن در او می‌دمیدی و بدین جهت آن گِل دمیده شده به اذن من به صورت پرنده‌ای به پرواز در می‌آمد! و کور مادرزادی که چشم‌های او به کلّی محو بود و کسی را که به مرض پیس مبتلا بود، به اذن من شفا می‌دادی! و در آن زمانی که مردگان را به اذن من از میان قبورشان زنده می‌نمودی و خارج می‌کردی! و در آن زمانی که برای بنی‌إسرائیل از آیات و بینات آوردی و آنان قصد سوء نسبت به تو داشتند، من آنها را از گزند رسانیدن به تو باز داشتم! و بعد از این آیات و معجزاتی که به دست تو جاری شد، مردمی که ایمان نیاوردند و به تو کافر شدند گفتند: این کارها غیر از سحر آشکاری، چیز دیگری نیست.»
    2. . سوره انفال (8) آیه 17.
/