جلسه ۸۲
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۲
9کمی بالاتر میآیم میبینیم با سلمان و اینها هم نشسته و حرف زده راجع به چیزهایی که حتی زید هم نمیفهمد. با اینها هم میگوید و میخندد و اختلاط میکند و در رتبۀ سلمان هم خودش را دارد نشان میدهد.
یک مرتبه بالاتر میآییم میبینیم با امیرالمؤمنین دارد حرفهایی میزند که اصلاً سلمان هم نمیفهمد دیگر یک حالاتی و فلان و....
یک مرتبه میبینیم از آنجا هم بالاتر زد و یک جایی که دیگر در آنجا هیچ چیز نیست هیچ موجودی نیست اصلاً هیچکسی نمیتواند با او همطراز و همرده بشود. امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید: «أَنا عَبدٌ مِن عَبیدِ محمدٍ»1 این مقام پیامبر است بعدش هم که دیگر مقام ذات و این حرفها هست.
پس میبینیم که یک وجود در چه مراحلی همینطور دارد خودش را نشان میدهد؛ پیغمبر در آن مرحلهای که دارد با بچهها بازی میکند آیا از پیغمبری خودش دست برداشت و بچه شد یا آن موقع هم پیغمبر بود؟! آیا در آن موقع که هیچکسی با او نیست از پیغمبری دست برداشت یا آن موقع هم پیغمبر بود؟! یک وجود است اما ظهورات متفاوت دارد درعینحال آن وجود باعث نمیشود که این مَظهَر از این مُظهِر جدا بشود. درست شد؟! همین را شما در عالم سنخیت و در عالم صورت تصور کردید در عالم حاقّ واقع هم مسئله همینطور است؛ وجود وقتی که میخواهد علت ایجاد کند بهصورت معلول درمیآید نهاینکه معلول را از خودش جدا کند و بگوید: انداختم اینجا که کسی بگیردش، نه اینطور نیست بلکه میگوید: منم که آن هستم و او که من است صورت دارد آن صورت علت است روشن شد؟! دیگر خیال نمیکنم بتوانم بهتر از این تمثیلی بیاورم که این مسئله را بهاصطلاح روشن کند حالا بعد هم صحبتش میآید.
سراغ کلام مرحوم حاجی میآییم که میفرمایند: دلیل سوم ما ـ دلیل خیلی خوبی هم هست ـ این است که معلول عین علت است و هیچ اختلافی با علت ندارد مگر... بنابراین معلول هیچ چیز اضافه بر علت ندارد بلکه عین علت است و عین ارتباط و ایجاد است؛ اسمش را ایجاد بگذار یا وجود بگذار یا ارتباط بگذار همه یکی است منتها عناوین فرق میکند چون این آن را ایجاد کرده به این میگویند: «موجِد» به آن میگویند: «موجَد» و چون بین این و آن فقط ارتباط است و اصلاً خودش وجود ندارد مثل معانی حرفیه است، ـ و بحثش بعداً میآید ـ ما به آن ارتباط میگوییم. عرفا از این نقطهنظر به تمام عالم میگویند که اینها صرف ربط هستند و استقلالی ندارند:
- الکافی، ج ۱، کتابُ التوحید، باب الکون و المکان، ص ۸۹، ح 5. آیین رستگاری، ص 126:
«من یک بندهای از بندگان محمد هستم.»
- الکافی، ج ۱، کتابُ التوحید، باب الکون و المکان، ص ۸۹، ح 5. آیین رستگاری، ص 126:

