جلسه ۸۲
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۲
5و حینئذٍ فالمحذورُ لازمٌ. و استثناءُ المعلولِ الأوّل لأنَّه لازمُ الوجودِ الخارجی فإنَّ الواجبَ تعالی ماهیَّتُه إنّیَّتُه.1
و در این هنگام محذور لازم میآید چون تمام آنچه که در عالم است انتزاعی حالا چرا شما معلول اول را استثنا کردی؟! «لأنَّه لازمُ الوجودِ...» این لازمۀ وجود خارجی است و لازمۀ ماهیت نیست، ماهیت واجب تعالی انّیتش است یعنی ماهیت ندارد؛ ماهیت پروردگار تحقق اوست؛ تحقق آن وجود است.
این دلیل بود که در اینجا روشن شد البتّه در بعضی از حواشی دارند که این ماهیت که به وجود تعلق میگیرد دیگر نمیتوانیم بگوییم که باز هم اعتباری محض است بلکه همان تعلقش به وجود باعث میشود که از اعتباری بودن محض بیرون بیاید و دیگر لوازمش اعتباری نشود. بله ماهیت در صقع ذات خودش یک امر اعتباری است و لوازمش هم اعتباری میشود ولی وقتی که وجود تعلق به این ماهیت گرفت آن را از عالم اعتبار بیرون آورد و به عالم اعیان کشاند و دیگر از اعتبار خارج میشود پس لوازمش دیگر لوازم اعتباریه نمیشود معلول میشود از لوازم ماهیت موجوده نه از لوازم ماهیت بما هیهی. درست شد؟! وقتی که از لوازم ماهیت موجوده شد پس دیگر معلول اعتباری [نیست].
اما ما اگر قائل بر اصالةالوجود بشویم باز کلام مرحوم حاجی صحیح است صحتش به این است که گرچه ماهیت بنا بر قول قائلین به اصالةالماهیه از صقع ذات خودش بیرون آمده و به عالم وجود کشانده شد ولی وقتی که آنها وجود را امر اعتباری میدانند و وقتی که ما ماهیت را اعتباری میبینیم پس وجودی که به این ماهیت تعلق گرفته است او را از اعتباری بودن خارج نمیکند ولی اگر ما ماهیت را اعتباری بگیریم درهرحال آن ماهیت و لازمش اعتباری هستند چه وجود به آنها تعلق بگیرد یا نگیرد. اینهم این مسئله.
دلیل دومی که مرحوم حاجی ذکر میکنند این است:
و أیضًا علی المختارِ انسلابُ سِنخیَّتِها أی سنخیةِ الماهیاتِ کالفیءِ لِلشّیء لا کالنَّدیِ مِنَ البحرِ فإنَّه تولیدٌ تعالی عن ذلک ـ لِواهبِ الصّوَر متعلقٌ بِسِنخیِّتها ـ حیثُ تعلیلی انتفی المهیة عنه سبحانَه ظهَرَ سابقًا. و معلولُ الوجودِ وجودٌ و علةُ الماهیةِ ماهیةٌ فالماهیةُ لا تصلَحُ لِلمجعولیةِ و الاتِّصافُ حالُه معلومةٌ فَبقی الوجودُ.2
- همان.
- . منظومه، ج 2، ص 232 و 233.

