جلسه ۸۲
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۲
4«و الماهیةُ بِهذا الاعتبار اعتباریٌ» هر چیزی که لازمۀ ماهیت است اعتباری میدانند و چون معلول لازمۀ علت است پس معلول هم باید اعتباری باشد این یک مقدمه بود.
و کلُّ معلولٍ لِذیه ـ أی لِصاحبِهِ و هو العلةُ و هذا مِن قبیلِ قولِه إنَّما یعرف ذا الفضل مِن الناسِ ذَووه ـ قد لَزِمَ لِاستحالةِ انفکاک المعلولِ عن العلة.1
مقدمۀ دوم: هر معلولی برای صاحب خودش است و آن علت است مانند اینکه «ذی» در جملۀ «ذا الفضل مِن الناسِ ذَووه» به معنای صاحب است. هر معلولی برای ماهیت خودش لازم است، هر معلولی برای علتش لازم است چون انفکاک معلول از علت محال است.
إذا تَمهَّدَ هاتانِ المقدمتان فَفی سِوَی المعلولِ الأول لِلجاعل الحق و القیوم المطلق حتمٌ و لَزِمَ مِن قولِ الإشراقِ ـ و هو مجعولیةُ الماهیةِ ـ انتزاعیَّتُها أی انتزاعیةُ ذلکَ السِّوی لأنَّ الکلَّ لازمُ الماهیةِ المعلولِ الأوّل إذا المفروضُ أنَّ ما هو الصادرُ بِالذّات و الأصل فی التحققِ فی المعلول الأوّل هو الماهیةُ و ما سِواهُ معلولٌ و لازمٌ لِماهیَّتِهِ.2
این دوتا مقدمه شد حالا سراغ نتیجه میآییم؛ نتیجه چیست؟ در سوای معلول اول که صادر اول باشد برای جاعل حق هست و برای قیوم مطلق لازم است و از قول اشراق ـ که مجعولیت ماهیت باشد ـ لازم میآید انتزاعیت تمام معلولهای مادون معلول اول، چرا؟ چون معلول اول خودش ماهیت است و ماهیت را افاضه میکند و برای این معلول خودش که ماهیت است علت میشود آن معلول هم علت برای ماهیت پایین میشود و هَلُمَّ جَرّا ماهیت هم که گفتیم اعتباری است. علم معلول هم لازمۀ ماهیت است بما هوهو پس تمام معلولها همه انتزاعی و اعتباری میشوند.
«أی انتزاعیةُ ذلک السوی...» تمام این چیزهایی که در عالم هست لازمۀ معلول اول است. آنچه که صادر است ذاتا ً نه بالعرض و اصل برای معلول اول است، آن ماهیت است یعنی اصل در تحققِ معلول اول، ماهیت است یعنی ماهیت از معلول اول صادر میشود و ماسوای معلول اول همه معلول هستند و لازم برای ماهیت هستند.
- منظومه، ج 2، ص 232.
- همان.

