جلسه ۸۲
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۲
16بله میخواهد خودش را ظاهر کند و قوای خودش را به ظهور دربیاورد. عرض من این است که در آنجا ادراک اصلاً معنا ندارد، در آنجا ادراک شیء، شیئی را نیست خود حضور شیء است حالا شما اسمش را ادراک میخواهید بگذارید، بگذارید ولی شیئی شیء دیگر را ادراک نمیکند. حتی در علم حضوری ما به خودمان دو شیء است مرتبۀ اعلا مرتبۀ نازل را ادراک میکند نهاینکه مرتبۀ اعلا خودش را ادراک کند. خودش حضور است، حضور دیگر ادراک نیست.
بله وجود است. شما که در این اطاق نشستهاید الآن دیگر در این اطاق حضور دارید نهاینکه شما برای این اطاق حضور پیدا کردید بلکه هستید.
راجع به نفس هم بله به نفس که مراتب این است خودش به مراتبش عالم میشود. چون نفس که اختیار ندارد حالا به خودش یک کمی اینقدر نفس مراتب دارد که شما هرچه به آن قوا و مظاهرش توجه کنید باز جا دارد. همینطور رشته سر دراز دارد تا میرسد به آنجایی که هیچ چیزی دیگر نیست تازه آنجا شما به نفس رسیدهاید. وقتی هیچ چیز نفهمیدید آنجا تازه شما به نفس رسیدهاید، والاّ هرچه تماشا کنید باز نفس دارید. باز هرچه از عوالم ببینید این طرف آن طرف ملائکه، فرشتهها، جبروت، ملکوت، هرچه شما بخواهید در اینجا ببینید باز ظهورات نفس را مرتبه،... لذا میگوید: «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه»1 رب که قابل معرفت نیست. کی شما رب را میشناسید؟! موقعی که فنای در نفس خود پیدا کنید وقتی فانی در آن مقام نفس که اعلا شدی آن موقع فانی در وجود منبسط شدی. این یک چیز درستی است. قاعدۀ عقلی است دیگر.
والاّ در هر مرتبهای که شما مشاهدهای داشته باشید ادراکی داشته باشید بدانید هنوز معرفت رب برایتان حاصل نشده است. در جایی معرفت پیدا میشود که مشاهدهای دیگر در کار نباشد تازه میشود جهل. بعد این همه دیدنها هیچ به هیچی نیست، جهل که نیست یعنی اشتباه است.
- . مصباح الشریعة، ج ۱، ص ۱۳. الله شناسی، ج 2، ص 55:
«کسی که خود را شناخت تحقیقاً پروردگارش را شناخته است.»
- . مصباح الشریعة، ج ۱، ص ۱۳. الله شناسی، ج 2، ص 55:

