جلسه ۸۲
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۲
14روی این حساب ما میتوانیم بگوییم که اشکالی بر مرحوم آخوند وارد میشود و همینطور بر آشتیانی و امثالذلک که اینها آمدند عاقلیت را از همان حیث که عاقل است معقول فرض کردند و معقول را از همان حیثی که معقول است عاقل پنداشتند، سواء العقله العاقل الاملاح این جای تأمّل است.
اینطور بهنظر ما میرسد ممکن است اشتباه هم کرده باشیم ما که جایزالخطا هستیم، ممکن است آنها بهتر فهمیده باشند! آنطوریکه به ذهن ما میرسد این است. میگوید که ﴿وَقُل رَّبِّ زِدۡنِي عِلۡمٗا﴾،1 بله ﴿وَقُل رَّبِّ زِدۡنِي عِلۡمٗا﴾ هم یعنی همین دیگر یعنی وقتی که انسان یک مسئلهای را بررسی میکند یکدفعه برایش اکتشاف میشود که مطلب اینطور نیست. شاید بعداً ما به این قضیّه برسیم که نه آقا، مطلب اینطور است که آقایان میگویند اینطور درست است احتمالش که هست. آدم که نباید متحجّر باشد.
این مطلبی که عرض کنم به نظر رسید و اشکال مرحوم سبزواری به مرحوم آخوند در جای خودش ثابت است. گرچه امثال مرحوم مطهّری و آشتیانی آمدند2 از مرحوم آخوند جواب دادند و فرمودند که این تضایفی که شما دارید در اینجا اشکال وارد میکنید آخوند نگفته که فقط مسلک، مسلک تضایف است و بس، آمده فقط همینقدر این را اثبات کند در اینکه در اینجا هر معقولیتی یک عاقلیتی لازم دارد. حالا اینکه شما گفتید که پس ظرف و مظروف هم از باب تضایف اتّحاد دارند، این بحث عاقلیت و معقول با ظرف و مظروفی که شما مثال زدید فرق میکند. میخواهم این را بگوییم که اشکال مرحوم سبزواری هم این است3 یک وقتی مرحوم آخوند از باب تضایف میآید جلو و اثبات میکند، یک وقتی تضایف را به انضمام چیز دیگر. خب انضمام چیز دیگر اشکال ندارد. ما هم همین حرف را میزنیم و میگوییم که هر معقولیتی یک عاقلیتی لازم گرفته است ولی اینکه شما صرفاً از باب تضایف بخواهید وارد بشوید اتّحاد عاقلِ ما را اثبات نمیکند حال و محل هم همین است ممکن است صور معقوله حال باشند. یکی بگوید: اینها اصلاً حال در نفس است اصلاً هیچ با نفس اتّحاد ندارند مثل ظرف و مظروف میماند. مگر اینکه ما از این باب وارد شویم که چون صور مجرده مجرّد هستند و جنبۀ مادی ندارند امکان ندارد از غیر نفس زائیده شده باشند. اگر اینطور باشد اصلاً نیازی به تضایف نداریم. شما چه بگویید متضایفین هستند چه بگویید غیر متضایفین مطلب اثبات میشود. این صور معقوله جنبۀ مادی ندارند جنبۀ مجرّد دارند و این جنبۀ تجردشان فقط از یک امر مجرّد ممکن است تحقق و صدور پیدا کند. آن امر مجرّد هم یا نفس یا عقل فعال است ـ هرچه میخواهد باشد ـ یا سلسله مراتب است.
- سوره طٰه (20) آیه 114. افق وحی، ص 200:
«بگو ای پروردگار من، بهطور دوام و پیوسته بر علم من بیفزا.» - . تعلیقه بر شرح منظومه (آشتیانی)، ص 223 ـ 226.
- . منظومه، ج 2، ص 149.
- سوره طٰه (20) آیه 114. افق وحی، ص 200:

