اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۱

توضیحات:

17. غرر في الجعل

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۱

8
  • ممکن است گفته بشود ماهیات که اعتباری هستند، در وعاء خودشان اعتباری هستند اما وقتی جعل به اینها تعلق می‌گیرد و این ماهیات مجعول می‌شوند دیگر از اعتباری بودن درمی‌آیند پس لوازم آنها دیگر اعتباری نیست. اگر چنین اشکالی بشود و به‌واسطۀ تعلق جعل [آن را] از اعتباری بودن دربیاورید، این همان قول به اصالة ماهیت است. جعل وقتی به ماهیت تعلق می‌گیرد یعنی ماهیت را درست می‌کند یعنی اعتبار درست می‌کند، با درست شدن اعتبار که حقیقت درست نمی‌شود. باز اعتبار در جای خودش هست. اگر شما هزار بار هم بگویید: «ماهیت موجوده»، باز در عالم خارج ماهیت اصالت دارد یا وجود اصالت دارد؟! یا شما باید از اصالةالوجود دست بردارید ولو جعل را به ماهیت بدهید، بگویید: ماهیت موجود شد وقتی که ماهیت موجود شد شما هم ماهیت را موجوده می‌گیرید بعد آن را بالذات مفروض می‌کنید؟! خلاف است. ما هم ماهیت را موجوده می‌گیریم، منتها ماهیتی که ما موجود می‌گیریم موجود بالعرض می‌گیریم نه موجود بالذات. ماهیت موجود بالذات نیست بلکه موجود بالعرض است یعنی اوّلاً و بالذات وجود به خود وجود تعلق گرفته است، ثانیاً و بالعرض به ماهیت تعلق گرفته است. لذا ماهیت یَنتَفی بِالتَّغیُّر فی الوُجود، پس با اینکه شما آمدید و ماهیت را ماهیت موجوده گرفتید اما این از اعتباری بودنش درنمی‌آید باز ماهیت به حال خودش اعتبار است مگر شما قائل به اصالةالماهیة بشوید. این‌هم مطلب دوم بود.

  • این یک دلیل مرحوم حاجی که دلیل خوب و متقنی است.

  • دلیل دومی که در اینجا هست این است که بین علت و معلول باید سنخیت باشد، نمی‌شود علت ما آب باشد و معلول ما آتش باشد، نمی‌شود علت ما خورشید باشد معلول ما یخ باشد؛ یخ و خورشید با هم جور درنمی‌آیند حرارت و برودت معنا ندارد و بین علت و معلول باید سنخیت وجود داشته باشد.

  • حالا صحبت ما در این است که در پروردگار متعال که شما خودتان قائل هستید که إنیّت محض است؛ الحقُ ماهیّته إنیّته یعنی خود نفس‌الذات، ماهیت پروردگار است، نفس تحقق الذات یعنی تحقق ذات پروردگار، این إنیّت اوست و خدا ماهیت ندارد، چطور ممکن است این پروردگار بیاید ماهیت درست کند؟! چون صادر اول ماهیت است و از آن‌طرف هم ما می‌دانیم که علت هرچه بخواهد افاضه بکند باید همان را افاضه کند که خودش هم همان را دارد. یعنی چه؟! یعنی اگر علت می‌خواهد وجود را افاضه کند، باید خودش هم وجود باشد اگر علت می‌خواهد ماهیت را افاضه کند باید خودش هم ماهیت داشته باشد. نمی‌شود علت وجود باشد اما ماهیت را افاضه کند. اصلاً چه سنخیتی بین آنها هست؟! نمی‌شود علت ماهیت باشد بعد وجود را افاضه کند. چه ربطی به همدیگر دارند؟! ماهیت در وعاء خودش ماهیت است، وجود نیست. ماهیت وجودِ وجود است نه خود وجود و اصل وجود. پس سنخیتی ندارند.

/