اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۱

توضیحات:

17. غرر في الجعل

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۱

7
  • جعل بالعرض تعلق می‌گیرد لازمۀ وجود که ماهیت نیست. لازمۀ تحققش است نه لازمۀ اصل الوجود. لازمۀ ذات وجود که ماهیت نیست.

  • پس جعل آمد به وجود تعلق گرفت و وجود سر جایش هست ولی ماهیت دنبال کارش رفته است. خاکستر هست، دوباره خاکستر تبدیل به کاغذ می‌شود. ماهیت می‌گوید: دیدی من آمدم! می‌گوییم: ما تغییرت دادیم هزار بلا سرت آوردیم تا این‌طور شدی، این‌طورکه نبودی.

  • بنابراین آنچه که جعل به آن تعلق می‌گیرد، یعنی آنچه که فاعل، مبدأ اول، خداوند متعال، مبادی سافله، معلول اول، معلول ثانی و امثال‌ذلک و این علت که می‌آید یک امری را ایجاد می‌کند، وجود او را ذاتاً ایجاد می‌کند وقتی وجود ایجاد شد چون وجود در خارج بدون ماهیت نمی‌شود پس ماهیت را هم بالعرض ایجاد کرد. روی این حساب پس اشکال ندارد که بگوییم: جعل به ماهیت تعلق می‌گیرد منتها بالعرض است؛ جعل به وجود ترکیباً، بالعرض تعلق می‌گیرد. جعل به ماهیت ترکیباً، بالعرض تعلق می‌گیرد. اشکال ندارد که یک ماهیت بر ماهیت دیگر حمل می‌شود [من‌باب‌مثال] بنا بر نظر اصالةالماهیة اشکال ندارد که قیام بر ماهیت زید حمل شود منتها بالعرض است. اشکالی ندارد جعل به اتصاف، بالعرض تعلق می‌گیرد. اتصاف یعنی ارتباط بین وجود و ماهیت، جعل به آن تعلق می‌گیرد، بالعرض. وقتی که یک وجودی در خارج درست شد قطعاً بین آن و ماهیتش ارتباط است گرچه ماهیت انتزاعی است ولی این جعل تعلق می‌گیرد. چه اشکالی دارد؟! درست شد؟! این یک مطلبی است که مرحوم حاجی در اینجا بیان کرده است.

  • این مسئله را ایشان تمام می‌کنند و شروع می‌کنند در ادلّه‌ای که برای صحت قول خودشان که جعل به وجود تعلق می‌گیرد نه به ماهیت و سه‌تا دلیل می‌آورند و دلایلشان هم دلایل خوبی است.

  • دلیل اوّلشان دو سه‌تا مقدمه دارد و دلیل دومشان هم چیز خیلی مهمی نیست و دلیل سوم کمی صحبت دارد.

  • دلیل اوّلی که ایشان اقامه می‌کند ایشان می‌فرماید: خود ماهیت یک امر اعتباری است، لازمۀ ماهیت هم امر اعتباری می‌شود از آن‌طرف می‌دانیم که معلول لازمۀ علت است یعنی انفکاک بین علت و معلول امکان ندارد و لازمۀ علت خودش معلول است یعنی نمی‌شود علت باشد و معلول نباشد. اگر علت، علت تامه باشد و شرایط تأثیر برای او تامّ باشد پس معلولش حتماً باید وجود داشته باشد. درست شد؟! حالا با این مقدماتی که ایشان ذکر کرده‌اند که لازمۀ ماهیت امری اعتباری است خود ماهیت اعتباری می‌شود، ما خود ماهیت را بنا بر اصالةالوجود کنار زدیم. حالا داریم ماهیت را اعتباری می‌دانیم. وقتی که اعتباری شد دیگر لوازمش حقیقی است؟! وقتی که اصلش اعتباری است دیگر فرعش چیست؟! مورچه چیست که کلّه‌پاچه‌اش چه باشد؟! خود اصل ماهیت که علت است، اعتباری می‌شود. این معلول که دیگر لازمۀ آن است و به‌اصطلاح پس‌افتادۀ آن علت است این‌هم اعتباری می‌شود. معلول هم که از علت جدا نیست. بنابراین لازم می‌آید در غیر معلول اول که صادر اول باشد تمام ماهیاتی که در عالم امکان باشند اعتباری باشند چرا؟ به‌خاطر اینکه آن علت به معلول افاضه ماهیت کرد. وقتی افاضه ماهیت به معلول بکند بنابراین تمام ماهیات در عالم اعتباری می‌شوند. درست شد؟! این مطلب اول بود.

/