جلسه ۸۰
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۰
4نظر مرحوم صدرالمتألّهین این است که بله، هر عرضی که این عرض به یک معروضی عارض میشود تا حرکت جوهریه در آن معروض پیدا نشود این عرض هم عارض نخواهد شد،1 مسائلی در اینجا بهنظر میرسد که إنشاءالله در آنجا عرض میشود که این مطلب به چه نحو ممکن است باشد. فعلاً ما به آن قضیّه کار نداریم همینقدر عرض میکنیم که اگر علت به یک جوهری تعلق بگیرد و آن جوهر را مجعول و خلقش کند، برایاینکه عرضی برای او قائل بشود باید دوباره در این جوهر یک دستکاری بکند، آن دستکاری را جعل تألیفی میگوییم.
در اینجا که دوتا جعل داشته باشیم به این معناست که در جعل تألیفی ما از جعل موضوع، فراغت پیدا کردیم یعنی ما موضوع را قبلاً مجعول کردیم حالا اتصاف این موضوع به این اوصاف احتیاج به علت دارد؛ یک علتی باید این موصوف ما را متّصف بکند، به این جعل تألیفی میگوییم یعنی موضوع مفروغٌعنه است ثبوت شیءٍ لشیءٍ است، اول آن شیء ثابت شد و قرار پیدا کرده است بعد حالا میخواهیم شیء دیگری را به آن بار کنیم. اینکه شیء دیگری را بخواهیم به آن بار بکنیم به یکی از این دو صورت است؛ یااینکه این سر جایش هست، آیا ما قیام را از یک جایی برمیداریم، مثلاً از دو متر آنطرف برمیداریم روی زید بار میکنیم، آیا اینطور است؟! نیست یعنی ما قیام را از یک جا برنداشتیم روی زید بچسبانیم مثل کاغذ که این کتاب را الآن صحافی کردیم از یک جای دیگر یک جلد برمیداریم و رویش میکشیم پس این کتاب از جلد و صفحاتی تألیف شده، آیا اینطور است؟! اینطور نیست، بنابراین فیحدّ نفسه تغییری در این موضوع پیدا میشود اسم آن تغییر را ما عرض میگذاریم. این در ذات کتاب الآن رنگش سیاه است، این در معرض آفتاب قرار میگیرد، وجود آفتاب و هوا و خود ماهیت کاغذ و سایر جهات دیگر که با هم ضمیمه بشوند کمکم باعث میشوند که در این کاغذ دگرگونی پیدا بشود، در ذات کاغذ یک دگرگونی پیدا بشود، وقتی که دگرگونی در آن پیدا شد رنگ کاغذ از سیاهی کمکم به خاکستری و سفید برمیگردد. بنابراین ما از جای دیگری سفیدی نیاوردیم به این بچسبانیم، اگر از جای دیگری سفید میآوردیم آن مجعول شده [بود] اما یکوقت درِ قوطی رنگ را باز میکنید بعد با یک قلممو رنگ را به این میچسبانید، میگویید: این عرض است؛ عرض بعید، خب رنگی که الآن عرض بعید است قبلاً در جای دیگر بالإصالة خودش وجود خارجی دارد یعنی خود این سفیدی به یک مادهای تعلق گرفته بود چون ماده قبلاً وجود خارجی داشته بود به آن جعل تعلق گرفته بود، و تو آمدی یک رنگی را به آن چسباندی این عرض نیست، عرض به چیزی میگویند که خود ذات شیء یک اقتضای وجودی داشته باشد نه ذاتی، ـ ذاتی را اگر ما به ماهیت بگیریم خب این در اینصورت اینجا نمیشود لوازم ذاتی اما اگر لوازم ذاتی وجود ماهیت را نظر بگیریم خود این موضوع در خارج یک اقتضائاتی دارد یک لوازمی دارد که اسم آن اقتضائات و لوازم را عوارض میگذاریم، اینکه این شیء در خارج بی کیف نمیتواند باشد، این شیء در خارج بدون کمّ نمیتواند باشد، این شیء در خارج بدون تعیّن نمیتواند باشد، این شیء در خارج بدون وضع نمیتواند باشد، اینها تمام اقتضائات ذاتی وجود این ماهیت هستند. یعنی این ماهیت اگر بخواهد در خارج وجود پیدا بکند مثل یک زیدی که در خارج هست نه سیاه باشد نه سفید نه قرمز نه صورتی نه زرد، چنین زیدی در خارج نداریم.
- . مصدر در حال بررسی

