جلسه ۷۹
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۷۹
6و الثانی جَعلُ الشیء شَیئًا و الجعلُ المتعدی لِاثنین. و اللبیبُ یَحدُسُ مِن ذلک ما نحنُ بِصددِ إثباتِهِ مِن مَجعولیةِ الوجودِ حَیثُ یَدورُ انقسامُ الجعلِ مدارَ انقسامِ الوجودِ.1
دوم که وجود رابط باشد و جعل تألیفی، یک شیء را شیء قرار بدهیم مثلاً زید را قائم قرار بدهیم زید را آکل قرار بدهیم ماشی قرار بدهیم و جعل متعدّی برای دوتا «جعل الله زیدًا کاتبًا» متعدّی باشد. شما باید متوجه بشوید که ما در چه صددی هستیم و چه چیزی را میخواهیم اثبات کنیم، ما میخواهیم وجود را مجعول قرار بدهیم، چون جعل دائر مدار انقسام وجود است نه ماهیت.
ثمَّ الجعلُ المؤلَّف یَختَصُّ تعلُّقُه بِالعرضیاتِ المفارقةِ لِخلوِّ الذِّاتِ عنها و لا یَتَصورُ بَینَ الشیء و نَفسِه و لا بَینَه و بَینَ ذاتیاتِه و لا بَینَه و بَینَ عَوارضِهِ اللازمةِ کَالإنسانِ إنسانٌ و الإنسانُ حیوانٌ و الأربعةُ زوجٌ لِأنَّها نسبٌ ضروریةٌ و مَناطُ الحاجةِ هو الإمکانُ و الوجوبُ و الامتناعُ مَناط الغنا.2
حالا جعل مؤلّف اختصاص دارد به عرضیات مفارقه چون ذات از این عرضیات خالی است، از أکل و کتابت مثلاً خالی است بین خود شیء و نفسش جعل معنا ندارد، بین زید و زیدیّتش ما جعل قرار بدهیم؛ «جَعل اللهُ زیدًا زیدًا»، «زیدًا زیدًا» دیگر چیست؟! «جَعل اللهُ زیدًا» صحیح است، خدا زید را زید قرار داد معنا ندارد. «لا بَینه و بَینَ ذاتیاته؛ و همینطور بین شیء و ذاتیاتش»؛ حیوانیتش یا ناطقیتش، معنا ندارد. «و لا بَینه و بَینَ عَوارضِهِ اللازمةِ؛ همینطور بین شیء و عوارض لازمهاش» مثل تحیّزش و کیفیت مطلقهاش و کمّیت مطلقهاش که اینها عوارض لازمه و لاینفک هستند ـ نه کیفیت خاصه بلکه کیفیت مطلق یا به اصطلاح دیگر عوارض لازمش.
«و الإنسان حیوانٌ» این ذاتیاتش است یا «الأربعةُ زوجٌ» اینها عوارض لازم هستند. اینها نسبتهای ضروری هستند جعل به ممکنالوجود تعلق میگیرد و اینها ضروری هستند پس جعل به اینها تعلق نمیگیرد، ذاتی شیء برای شیء ضروری است نهاینکه ممکن است و امکان مناط حاجت است.
- . منظومه، ج 2، ص 223.
- . منظومه، ج 2، ص 223.

