اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹

توضیحات:

17. غرر في الجعل

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹

4
  • این بحث قاعدۀ علّیت را اگر إن‌شاءالله بعداً بیایم بحث کنیم متوجه این جهت می‌شویم که علت نمی‌تواند غیر از ذات خودش چیزی را افاضه کند اگر علت ماهیت است غیر از ماهیت نمی‌تواند افاضه کند و اگر علت وجود است غیر از وجود نمی‌تواند افاضه کند و بنابراین که ما در مبدأ اول چه قائل به اصالة الماهیة باشیم چه قائل به اصالةالوجود باشیم وقتی در آنجا مبدأ اول وجود است چاره‌ای جز این نداریم که اصلاً بحث جعل را کنار بگذاریم برای‌اینکه وقتی که مبدأ اول وجود را افاضه کرد مبدأ ثانی باید وجود را افاضه بکند و هَلُمَّ جَرَّا مگر قائل باشیم به اینکه مبدأ اول گرچه خود ذاتش و تحقق و تعیّنش در وجود است ولی ماهیت را افاضه می‌کند که آن [با] بحث علت و معلول ما منافات دارد. بنابراین با تنقیح بحث علّیت بالکل بحث جعل پی کارش می‌رود. این هم یک مطلب بود.

  • جعل بسیط

  • غررٌ فی الجعلِ.

  • لِلربطِ أی إلی الوجودِ الرابط ـ مُتعلقٌ بِقسم ـ و إلی الوجودِ النفسی.‌1

  • ما دو وجود در اینجا داریم که البتّه این را عرض نکردیم؛ یک وجود بسیط داریم مانند جعل شیء لنفسه؛ خود علت بیاید شیء را به‌تنهایی خلق کند و وجود بدهد، من‌باب‌مثال زید را وجود بدهد که همان مفاد کان تامه است، «وُجِدَ زیدٌ» زید وجود پیدا کرد وقتی که یک ذاتی وجود پیدا می‌کند طبعاً آن ذات با ماهیت و با لوازم ضروری خودش وجود پیدا کند یعنی وقتی که زید وجود پیدا کرد حتماً ناطقیتش هم وجود پیدا کرد حیوانیتش هم وجود پیدا کرد و لوازم ذاتی خودش که تحیّز است تحققش در زمان است کیف و کمّ است تمام اینها جزء لوازم ذاتی است، وجود پیدا کرد. البتّه کیف مطلق نه، کیف مشخص که عَرَض است و مفارق، بلکه به‌عنوان کیف مطلق، زید بدون کیف نمی‌شود. اینها [با هم] وجود پیدا می‌کنند نه‌اینکه اول زید وجود پیدا کند بعداً یکی‌یکی یک ساعت بعد خدا به او کیف بدهد یک ساعت بعد کمّ بدهد و همین‌طور یکی‌یکی بتراشدش و درست و آماد کند، این‌طور نیست. خلاصه مثل ختنه نیست که وقتی درآمد تازه بعد از یک هفته، یک سال، دو سال یا در بزرگی ختنه کنند! شخص می‌گفت: حاجی‌هایی می‌آمدند مسجد می‌رفتیم ختنه‌شان می‌کردیم!

    1. . منظومه، ج 2، ص 222.
/ 380