جلسه ۷۹
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۷۹
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
غررُ فی الجعل.
لِلربطِ و النَّفسـی الوجودُ إذْ قَسَم *** فَالجعلُ لِلتَّألیفِ و البَسیطِ عَم فی عَرَضی قد بَدَا مُفارقا *** لا غیر بِالجعلِ المؤلف انطَقا فی کونِ ماهیةٍ أو وجودٍ أو *** صیرورةٍ مجعولًا أقوالًا رَووا و عُزّیَ الأوّلُ لِلإشراقی *** و قد مَشَـَی المشَّاء نَحوَ الباقی 1 این بحث، بحث تعلق علت و مفیض است به یکی از دو موضوع هویتِ اعیان؛ به عبارت دیگر وقتی که بحث ما دائر مدار اصالت وجود یا اصالت ماهیت است باید ببینیم که مفیض در هنگام اضافه چه چیزی در این عالم خلق میکند و وجود میدهد؟ آیا ماهیت درست میکند یا وجود درست میکند؟ به عبارت دیگر میتوانیم این بحث را در اینجا اینطور با این بیان مطرح کنیم که خود مسئله از این مَثَل روشن بشود؛ آیا شما زوجیت درست میکنید و بعد اربعه از آن انتزاع میشود یا اینکه اربعه درست میکنید و بعد زوجیت از آن انتزاع میشود؟!
خب میتوانیم بگوییم که مسئله تا حدودی روشن شد به عبارت دیگر وقتی که ما در بحث اصالت وجود واقعیت را به وجود دادیم دیگر در اینجا جایی برای بحث از جعل به ماهیت باقی نمیماند. وقتی که در عالم خارج فقط وجود هست و ماهیت حدود آن است، حدود یک امر انتزاعی است و ذهن با ملاحظۀ آن شیء با اشیاء دیگر آن حدود را انتزاع میکند و دیگر معنا ندارد مفیض و علت یک امر انتزاعی را در عالم خارج ایجاد کند. مثلاینکه ما بگوییم: در عالم خارج زوجیت را ایجاد میکنیم؛ مگر زوجیت چیست؟! جفت بودن، اربعه را ایجاد میکنند و از آن اربعه زوجیت انتزاع میشود. وقتی که شما چهار سیب در مقابل خودتان قرار بدهید از این چهار سیب زوجیت انتزاع میشود و انتزاع یک امر عقلی است و ظرف و وعائش ذهن است. بنابراین علت همیشه یک امر واقعی را ایجاد میکند چون خودش واقعیت دارد آنچه که وجود متنازلۀ او است هم باید امر واقعی باشد. اگر علت وجود باشد دیگر نمیتواند ماهیت را افاضه کند. اگر علت ماهیت باشد دیگر نمیتواند وجود را افاضه کند و چون علت وجود است بنابراین جعل و علّیت و خلق هم به وجود میخورد؛ علت وجود را افاضه میکند وقتی که وجود را افاضه کرد ما از حدود آن وجود، ماهیت آن را انتزاع میکنیم و بیرون میکشیم. اگر علت آمد سنگ ایجاد کرد، وجود سنگ را ایجاد کرد ما هم حدود سنگ را انتزاع میکنیم، حجریت را انتزاع میکنیم، اگر علت آمد شجر ایجاد کرد یعنی وجود شجر، ما هم شجریت را انتزاع میکنیم.
- . منظومه، ج 2، ص 220.

