اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹

توضیحات:

17. غرر في الجعل

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹

12
  • و إلی هذا یئول مَذهبُ أستاذِنا الحکیمِ المحققِّ الإلهی ـ قدّس سرُّه ـ فی القولِ بِجعلِ الوجودِ فإنَّه یُصرِّح بِکونِ الوجودِ مجعولًا بالذاتِ و الماهیةِ مجعولةً بالعرضِ انتهی.1

  • و به این برمی‌گردد مسئلۀ استاد حکیم ما ـ محقق لاهیجی ـ در قول جعل به وجود، به اینکه وجود مجعول به ذات است و ماهیت مجعول به عرض است.

  • درحالی‌که مرحوم صدرالمتألّهین شدیداً اصالت ماهیت را رد می‌کند و ماهیت را یک امر انتزاعی می‌داند نه‌اینکه شما اوّلاً اصالت را به ماهیت می‌دهید وقتی که اصالت را به ماهیت دادید آن موقع می‌گویید که حالا وجود را در اینجا چه‌کار کنیم؟! وجود یک امر انتزاعی است.

  • اینکه در اینجا می‌گوید که ماهیت، مجعولِ به عرض است دارد حقیقت و اصالت ماهیت را دفع می‌کند. چون محقق لاهیجی با وجود اینکه شاگرد ملاّصدرا بوده باز قائل به اصالة الماهیة بود. البتّه در بعضی از عبارات و شوارحش استفاده می‌شود که ایشان از رأیش برگشته است.

  • اینها می‌گویند: قبل از اینکه جعل به یک شیء یا ماهیتی تعلق بگیرد نه می‌توانیم بگوییم که آن ماهیت در قوام ذات خودش موجود است و نه می‌توانیم بگوییم که معدوم است و در اینجا اسم حاصل بین وجود و عدم را تقرّر می‌گذاریم. یعنی ماهیت، ماهیت است و این که ما از آن تعبیر می‌آوریم که ماهیت، ماهیت است ـ البتّه در بحث ماهیات فرمودند:

  • در آنجا وجود را مطالبق با «أیس» گرفتند و عدم را مطابق با «لیس» گرفتند و فاصلی بین این دو قرار نداده‌اند بحث هم همین است. ولی اینها حد فاصل بین اینها را ثبوت گرفتند. تقرّر را فاصل بین وجود و عدم گرفتند و گفتند که به این ماهیت معدوم نمی‌توانیم بگوییم چون معدوم به امتناع مربوط است و نه می‌توانیم موجود بگوییم چون ما الآن در خارج آن را مشاهده نمی‌کنیم پس بین امتناع و بین ضرورت از ناحیۀ غیر یک حد فاصلی قرار داده‌اند و اسم آن را تقرّر گذاشتند یعنی ماهیت در ذات خودش یک چیزی برای خودش ندارد گرچه ما آن را نمی‌بینیم که چیست ولی بعد به همان چیز که انسان هم از او انتزاع می‌شود یک جعل تعلق می‌گیرد وقتی جعل تعلق بگیرد آن وقت موجود می‌شود و آن موقع قابلیت پیدا می‌کند که شما وصف «موجودٌ» را به آن حمل کنید. خدا در آن ماهیت یک چیز می‌سازد یک کاری می‌کند یک تصرفی می‌کند و با این تصرف یک‌دفعه چشم شما باز می‌شود و می‌بینید، درست شد؟! حالا آن چیست که خدا در آن یک کاری می‌کند؟! آن ماهیت متقرّره است. سؤال می‌کنیم آیا ماهیت متقرّر بالأخره هست یا نیست؟! بالأخره یک عالمی هست یا نه، خدا ماهیت درست می‌کند؟! اینجا دیگر می‌مانند! اگر بخواهند بگویند که هست پس ثابتات ازلیه... و اگر بخواهند بگویند که نیست پس تقرّر هم نیست. بگویند که از اول خدا چه درست می‌کند؟! ماهیت درست می‌کند؟! چطور ممکن است یک چیزی که خودش حد ندارد خودش حد درست کند؛ یعنی [چطور ممکن است یک چیزی که خودش] ماهیت ندارد ماهیت درست کند؟!

    1. . همان.
/