جلسه ۷۸
توضیحات:
16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية
جلسه ۷۸
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
بحث دربارۀ اقسام قضایایی است که به خارجیه و حقیقیه و ذهنیه تقسیم میشوند. در قضایای خارجیه بنا بر تعریف مرحوم حاجی عرض شد که با قضایای خارجیه در نزد دیگران متفاوت است چون قضایای خارجیه در نزد مرحوم حاجی به افراد محققة الوجود و مقدرة الوجود میدانند ولی بعضی دیگر قضایای خارجی را به افراد محققة الوجود و مقدرة الوجود ولو اینکه از سنخ این وجود نباشند و به نوع دیگر و به خصوصیت دیگر باشند، میدانند. و در مقابل قضایای حقیقیه را به قضایایی اطلاق میکنند که محمول بر موضوع به لحاظ ذات موضوع و به لحاظ ماهیت موضوع رفته است نه به لحاظ وجود خارجی و نه به لحاظ افراد متحقق.
و قسم سوم قضایای ذهنیه است که در این قضایا حمل محمول بر موضوع فقط در ظرف ذهن است و معقولات ثانیه در این زمینه داخل در قضایای ذهنیه هستند مانند کُلّ نوعٍ کُلّی یا الإنسان نوعٌ یا الحیوانُ جنسٌ این قضایایی که هیچ وجود خارجی ندارند و مصداق خارجی ندارند. آنوقت میگوییم: الإنسانُ حیوانٌ ناطق ممکن است بگوییم که در خارج مصداقی برای این حیوانیت و انسانیت هست ولی وقتی که میگوییم: الإنسان نوعٌ دیگر در خارج نوعیت معنا ندارد بلکه این ظرف اتصافش در ذهن است و همینطور ظرف عقول که در معقولات ثانیه است.
نکتهای که در اینجا هست این است که ملاک صدق و حقّانیت و صدق در قضایا به چه نحوی است؟! در قضایای شخصیه عرض شد که ملاک صدق با عالم خارج است و همینطور در قضایای خارجیه که عالم خارج مرآت است برای افراد مقدرة الوجود چه بنا بر اعتقاد بوعلی و چه بنا بر؟؟؟ هر دو فرقی نمیکند و ملاک صدق در قضایای حقیقیه عبارت از اتحادش با همان نفسالأمر که نفسالأمر به وجود ماهوی شیء برمیگردد و ملاک در قضایای ذهنیه هم که خود ذهن است.

