جلسه ۷۸
توضیحات:
16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية
جلسه ۷۸
14و الآخر اصطلاحُ الحکماءِ حیثُ یُعبّرونَ بالعقلِ عن المفارقاتِ المَحضةِ. و هذهِ العبارة أیضًا کثیرُ الدورِ فی لِسانِ الشَّریعَة.1
جهت دیگر اصطلاح حکما است که تعبیر میآورند به عقل از مفارقات محضه و این عبارت در لسان شریعت کثیر الدور است که به عقل، امر هم گفته میشود.
مفارقات محضهای هستند که این عقول بسیطه هستند چون نفس انسان هم از مفارقات است ولی مفارقات محضه نیست بلکه درهرصورت تعلق به بدن دارد.
و یمکنُ أن یجعل یعدّ مِن العَد بِمعنَی الحسبانِ لا الحسابِ تَنبیهًا علی أولویةِ المعنَی الأول لأنَّ ظهورَ الشیء بِوجودٍ تجردیٍ أو مادیٍ و کونُه عندَ شیءٍ مادةً کان أو لوحًا عالیًا نوریًا خارجٌ عن نفسِهِ.2
ممکن است ما عقل را به معنای خیال بگیریم یعنی خیال کردن، خیال کردن نه حساب، یعنی اینطور به نظرشان آمد ممکن است خیلی هم درست نباشد. برای تنبیه بر معنای اول از نفسالأمر که این معنای اول اولویّت دارد که آن حد ذات شیء عبارت است از خودِ آن شیء نهاینکه تعبیر از عقل و امثالذلک بشود.
چون ظهور شیء به یک وجود تجردی است یا به وجود مادی است و اینکه این ظهور، پیشِ یک شیء باشد یعنی این ظهورِ شیء پیش یک شیء دیگر باشد؛ پیش مقام بالاتری باشد حالا این مقام بالاتر ماده باشد یا لوح عالی باشد یا نوری باشد، این خارج از نفسه است به عبارت دیگر این انتساب خود ذات به ذات اقرب است از انتساب ذات به عالم امر چون در وهلۀ اول ما خودمان هستیم بعد انتساب ما به امر هست.
ثُمَّ بَیَّنا النسبةَ بینَ نفسِ الأمرِ و الخارجِ و الذهنِ بِقولِنا مِن خارجٍ أعم أی نفسُ الأمرِ ـ حُذِفَ لأنَّ الکلامَ قد کان فیه ـ أعمٌّ مطلقًا مِنَ الخارج إذْ لِلذهنِ عمّ فَکلُّ ما هو فی الخارجِ فَهو فی نفسِ الأمرِ مِن غیرِ عکسٍ کَما أنَّ نفسَ الأمر مِن الذهنی مِن وجهِ أعمّ.3
- . منظومه، ج 2، ص 217 و 218.
- . منظومه، ج 2، ص 218.
- . همان.

