جلسه ۷۸
توضیحات:
16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية
جلسه ۷۸
13مناط بینونیت و جدایی که ماده است حالا میخواهد آن ماده خارجیه باشد همین ماده عالم کثرت است یا مادۀ عقلیۀ باشد که رتبۀ عالم وجودی آن نور اسفهبدیه و انوار عقلیه مفقود است. آن مجرّد نوری است که امر الله است و کلمۀ «کنْ» وجودیه و نوریه است.
و ثانیهما أنَّه و إن کان ذا ماهیةٍ یوجَد بِمجردِ أمر الله و توجّهِ کلمةِ کنْ إلیه مِن دونِ مؤونة زائدة مِن مادةٍ و تَخصّصِ استعدادٍ فَیکفیه مجردُ إمکانِه الذاتیِ.1
و ثانی این جهت که چرا از عالم عقل تعبیر به امر کردیم چرا از عالم عقل به امر تعبیر آوردند این است که اگرچه دارای ماهیت مجرده است و به مجرّد امر خدا عقل متحقق میشود بدون اینکه مئونۀ زائدهای از کثرت به خودش بگیرد که ماده باشد و یک استعداد خاصی باشد تااینکه آن وجود پیدا بکند. هر چیزی که صرف است باید استعداد داشته باشد. البتّه اینکه باید استعداد داشته باشد بعداً میآید که صرف اینکه استعداد داشته باشد با خودِ همان کلمۀ «کُن» تحقق استعداد هم میشود و استعداد هم بهوجود میآید و طفره در اینجا معنا ندارد.
حالا تا ما این استعداد را بعداً چه بدانیم که این خیلی بحثش دشوار نیست همین مقدار به اجمال عرض کردم. اینکه استعداد لازمۀ تحققِ عالم اعیان است در این حرفی نیست و بهطورکلی طفره نمیشود یعنی اگر یک شیء مادی بخواهد بهوجود بیاید به صرف کلمۀ «کُن» بهوجود نمیآید مگر اینکه از عوالم بگذرد وقتی که از آن عوالم گذشت و آن نور وجود این مراتب کثرت را طی کرد بعد پیدا میشود ولو اینکه سرعتین باشد این دیگر فرق نمیکند اما اینکه این نور وجود منبسط بدون اینکه آن صورت حقیقی و ملکوتی خودش را در عالم به ثبت برساند و وجود داشته باشد بخواهد یکدفعه در عالم کثرت وجود پیدا بکند این طفره است که محال است و نمیشود. این تخصص استعداد مربوط به عقل است یعنی بدون اینکه نیاز باشد از این عوالم بگذرد خودِ آن عقل وجود پیدا میکند، به عبارت دیگر اول صادر است. مجرّد امکان ذاتی در اینجا کفایت میکند. از این نقطهنظر ما این را عالم امر میگوییم گرچه عقل است ولی عالم امر میگوییم. از این نقطهنظر که هیچ جنبۀ مادی ندارد و صرف مشیت محض است.
- . همان.

