جلسه ۷۸
توضیحات:
16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية
جلسه ۷۸
12اینکه ما نفسالأمر را به دو عبارت تعبیر آوردیم اشاره به دو اصطلاح است؛ یکی عالم امر آوردیم یکی عالم عقل آوردیم این اشاره به این دو اصطلاح است که بعضیها عالم امر را عالم امر ربوبی گرفتند ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ﴾ بعضیها هم عالم امر را عالم عقل گرفتهاند یعنی عقل مدیر و مدبّر بر کل عوالم.
تعبیر میآوردند از عالم عقل به عالم امر [که از کتاب الهی اقتباس شده] برای او خلق است و امر؛ امر مشیت است و خلق هم نتیجۀ مشیت است. این تعبیر انسب به نفسالأمر است با ﴿أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ﴾1 [سازگارتر است] نفسالأمر یعنی آن امری که از ناحیۀ پروردگار موجب تکوّن همۀ اشیاء و ممکنات میشود.
و إنّما عَبَّرَ تعالی عنه بِالأمرِ لِوجهینِ أحدُهما مِن جهةِ اِندِکاکِ إنّیته و استهلاکِهِ فی نورِ الأحدیةِ إذْ العقولُ مطلقًا مِن صُقعِ الربوبیةِ. بل الأنوارُ الأسفهبدیةُ لا ماهیةَ لها علی التحقیقِ.2
«چرا به عالم مشیت امر گفته میشود؟ به دو وجه که یکی از آنها از جهت اندکاک انّیتت میباشد چون انّیّت این عالم امر و هویت و تعیّنش مندک و مستهلک در نور احدیت است» (و هیچ از خودش وجود مستقلی ندارد بلکه اصلاً به واسطۀ اولین مرحلۀ تنازل عالم ذات، از این نقطهنظر کأَنّ اینکه خودِ ذات آمده در یک مرحلۀ پایین میخواهد وجود پیدا کند و هیچ از خودش ماهویت و حدود و عوارض موجودی یعنی جهت موجودیتی از خودش هنوز ندارد بهعکس مراحل پایینتر که کمکم به کثرات که نزدیکتر میشوند جهات کثرتی و ماهوی اینها بیشتر میشود.) «هر عقل یعنی عقول جزئیه یا عقول کلیه از صقع ربوبی و از نور مجرّد هستند. از نور اسفهبدیه که همان حقایق نفس انسان است. و آن دقایق و رقائق نفس انسان است که ماهیتی ندارند علی التحقیق.»
فمناطُ البینونةِ الذی هو المادةُ سواءٌ کانت خارجیةً أو عقلیةً مفقودٌ فیها. فَهی مجردُ الوجودِ الذی هو أمرُ الله و کلمةُ کُنْ الوجودیةِ النوریةِ.3
- . سوره أعراف (7) آیه 54.
- . منظومه، ج 2، ص 216.
- . منظومه، ج 2، ص 216.

