جلسه ۷۷
توضیحات:
16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية
جلسه ۷۷
9برگشت تمام قضایا و مسائل ذهنی به قضایای خارجی
لذا برگشت تمام قضایا و مسائل ذهنی به قضایای خارجی است منتها بعضیها بدون واسطه مثل زیدٌ قائم و بعضیها با واسطه مثل قضیۀ حقیقیه: «خُطَّ المَوتُ عَلی وُلدِ آدَمَ...».
چرا شما به مفروضالوجودها حکم میکنید؟! بهخاطر اینکه حکم متحققالوجود را میگیرید و تعمیم به مفروضالوجود میدهید دیگر مفروضالوجود هم داخل در همین متحققالوجود است و لذا دربارۀ استصحاب میگوییم که ابقاء ما کان است درحالیکه هنوز چیزی بهوجود نیامده است بهخاطر چیست؟! [چون] تمام اینها فرضی است یعنی شما میگویید: یک وجودی قبلاً بوده و شک داریم که این وجود ازبین رفته یا ازبین نرفته است فرض کنید ابقاء کرّیت؛ الآن شما در عالم اعیان و در عالم خارج میتوانید یک واقعیتی به ما ارائه بدهید و حکم به طهارت کنید؟! نه، چرا؟! میتوانید صدق به طهارت این ماء در جریان استصحاب کنید چون کرّیت گرچه اعتباری است ولی یک واقعیت خارجی است بالأخره وجود خارجی آن که هست؛ سه وجب در سه وجب در سه وجب در عالم خارج هست و طهارت هم بر آن بار میشود حالا از این آب برداشته شده است این واقعیت قطعاً ازبین رفته حالا صحبت در این است که واقعیت دیگری جایگزین این شده است یا نه؟ یعنی به عبارت دیگر کرّیت به مقداری هست که با برداشتن آب ازبین نرود یا با برداشتن آب آن کرّیت ضایع شده است؟ شما آن متحققالوجود را که فعلیت باشد میآورید و سریان و گسترش میدهید و بار میکنید بر این مائی که الآن در مقابل شما است این میشود استصحاب. پس طهارتی را که شما بر این مفروضالوجود بار کردید در واقع به متحققالوجود خورده است یعنی متحققالوجود را شما گسترش دادید اگر شما متحققالوقوع را نداشتید هیچوقت استصحاب هم نمیتوانستید بکنید. بالأخره ما یک چیزی در عالم واقع و در عالم خارج میخواهیم. این را که حضرت میفرمایند: «خُطَّ المَوتُ عَلی وُلدِ آدَمَ...» بنا بر مرام مرحوم حاجی قضیۀ حقیقیه میگیرید، شما که هنوز با یک واقع روبهرو نشدید به چه ملاکی دارید حکم بر افرادی میکنید که هنوز نیامدند؟! چه میدانید؟! شاید آن افراد، افرادی باشند که کیمیا خورده باشند و فرض کنید که اصلاً نمیرند.

