جلسه ۷۷
توضیحات:
16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية
جلسه ۷۷
5ملاک برای صدق قضیۀ حقیقیه
حالا در اینگونه قضایا و قضایای حقیقیه و قضایای ذهنیه مطلب از چه قرار است؟ ملاک برای صدق قضیۀ حقیقیه چیست؟ اینکه من میگویم کُل انسانٍ متعجب یا کُل انسانٍ حَقَّ عَلیه أن یموت یا «خُطَّ المَوتُ عَلی وُلدِ آدَمَ مَخَطَّ القَلادَةِ عَلی جیدِ الفَتاةِ»1 این قضیۀ حقیقیه است دیگر، قضیۀ خارجیه نیست یعنی چه انسانهایی که قبل از حضرت بودند و فوت کردند و انسانهای در زمان حضرت فوت کردند و انسانهایی هم که بعد از حضرت میآیند فوت میکنند. این مسئله «عَلی وُلدِ آدَم» صادق است. خُب ملاک برای حقیقت چیست؟ از کجا بفهمیم که این کلام صادق است یا صادق نیست؟ خُب اینهم به جهت نفسالأمر است؛ نفسالأمر و واقع و اعیان خارجی؛ یعنی ما نگاه میکنیم میبینیم که در اعیان خارجی الآن موت بر ولد آدم صادق است و این بچههای آدم همه فوت کردند. یک نگاه دیگر میکنیم میبینیم این موتی که روی فرزندان آدم آمده خصوصیت گذشته و حال در آن نیست؛ این آدم همان آدم است الآن هم همان است اگر قرار باشد چنین چیزی واقعیت داشته باشد خُب برای الآن هم واقعیت دارد اگر هم واقعیت نداشته باشد ندارد برای الآن هم ندارد. اینکه موت اختصاص داشته باشد به یک خصوصیتی که آن خصوصیت باعث شده که فرزندان آدم قبلاً بمیرند اما الآن نمیرند، چنین چیزی را مشاهده نمیکنیم و از باب تعمیم به آینده هم حکم میکنیم که این قضیّه دربارۀ آیندگان هم صادق است. این میشود دوباره برگشت قضیۀ حقیقیه به این اعیان خارجی یعنی به عالم خارج.
خُب حالا اشکال در قضیۀ ذهنی هست که حالا چطور باید آن را درست بکنیم بماند ولی در قضایای خارجی و قضایای حقیقیه اشکالی چندان بهنظر نمیرسد.
معیار برای حقّانیت و صدق قضایای ذهنیه
در مورد قضایای ذهنیه صحبت در این است که قضایای ذهنیه که اصلاً وجود خارجی ندارند ما چه چیزی را معیار برای حقّانیت و صدق اینها قرار بدهیم؟! وقتی که میگوییم: الإنسان نوعٌ؛ انسان نوع است، خود انسان یعنی مفهوم انسان، ماهیت انسان؛ ماهیت انسان نوع است. نوع یعنی چه؟ در تحتِ یک جنس بالاتر از خودش دارای جنس و فصل میباشد. اینها همه معانی نوع است. خُب، ملاک برای حقّانیت و صدق این قضایای ذهنیه چیست؟ آیا به صرف اینکه من گفتم: الإنسان نوعٌ این قضیّه صادقه است؟! یااینکه شما میگویید: الإنسان لیس بنوعٍ، خُب تو میگویی: این، من میگویم: آن، اینکه نشد بالأخره یکی باید بیاید این وسط جمعش کند یا تو درست میگویی یا من درست میگویم!
- . کشف الغمة، ج ۲، ص ۲۹.

