جلسه ۷۷
توضیحات:
16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية
جلسه ۷۷
13فکونُ الإنسانِ حیوانًا فی المرتبةِ و موجودًا فی الخارجِ أو الکلّی موجودًا فی الذِّهنِ کلُّها مِنَ الأمورِ النفسِ الأمریةِ إذ لَیسَت بِمجردِ فرضِ الفارضِ کالإنسانِ جماد. فالمرادُ بِالأمرِ هو الشَّیءُ نَفسُه. فإذا قیلَ الأربعةُ فی نفسِ الأمر کذا مَعناه أنَّ الأربعةَ فی حدِّ ذاتِها کذا. فَلفظُ الأمرِ هُنا مِن بابِ وضعِ المُظهَر موضعَ المضمَر.1
اینکه انسان حیوان است در مرتبۀ ماهیت نه در مرتبۀ وجود خارجی، در مرتبۀ وجود خارجی که انسان حیوان نیست چون انسانیت و حیوانیت برای ذهن هستند اما زید در خارج زید است. اما اینکه انسان حیوان است در مرتبۀ ماهیت و در خارج موجود است یااینکه کلی در ذهن موجود هست تمام اینها از امور نفسالأمریه هستند اینها همه از امور نفسالأمری هستند. اگر بگویم: الإنسان موجودٌ فی الخارج این از امور نفسالأمری است. چرا؟ چون فرض این انسان در خارج [هست] اگر بگوییم: الإنسانُ کلیٌ این قضیۀ ذهنیه میشود.
اگر بگوییم: الإنسانُ حیوانٌ این میشود قضیۀ ذهنیهای که مربوط به مرتبۀ ماهیت شیء است. تمام اینها از امور نفسالأمریه هستند اینطور نیستند که با مجرّد فرض فارض باشد مراد به نفسالأمر خود آن شیء میباشد نفس آن شیء. وقتی گفته میشود اربعه در نفسالأمر چنان است معنایش این است که اربعه در حدّ ذاتش چنان «زوج» است.
این که شما «امر» را در اینجا آوردید از باب این است که اسم ظاهر را به جای ضمیر گذاشتهاید و بهجای اینکه بگویید: «نفسه» گفتید: نفسالأمر.
أللهم صل علی محمد و آل محمد
- . منظومه، ج 2، ص 215.

