جلسه ۷۷
توضیحات:
16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية
جلسه ۷۷
11صادق آن خبری است که با آن مطابِق است و حق خبری است که مطابَق با آن است بهواسطۀ مطابقت با آن نفسالأمر در قضیۀ ذهنیه متعلق به نسبت حکمیه. یعنی در قضایای خارجیه و در قضایای حقیقیه صدق و حق مطابقت با عین است اما در قضایای ذهنیه مطابق با نفسالأمر است.
و تَلخیصُ المقامِ أنَّ القضیةَ قد تُؤخذُ خارجیةً و هی الّتی حُکمِ فیها علی أفرادِ موضوعِها الموجودةِ فی الخارجِ محقّقةٍ کَقولِنا قُتِلَ مَن فی الدّار و هَلَکَتِ المَواشی و نحوهِما ممّا الحکمُ فیها مقصورٌ علی الأفرادِ المُحقَّقة الوجودِ. و قد تُؤخَذُ ذهنیةً و هی التی حُکمَ فیها علی الأفرادِ الذهنیةِ فقط کَقولِنا الکلّیُ إما ذاتیٌ و إما عرضیٌ و الذّاتی إما جنسٌ و إما فصلٌ.1
به عبارت دیگر حکم روی افراد به لحاظ وجود رفته است یعنی وجود بر این حکم دخالت دارد؛ وجود نوعی در این حکم دخالت دارد.
کلی یا ذاتی است یا عرضی است ذاتی یا جنس است یا فصل است ما در خارج کلی نداریم ما در خارج ذاتی و عرضی نداریم در خارج جنس و فصل نداریم بنابراین در اینجا موضوع و محمول ما هر دو ساخته و پرداختۀ ذهن است. در خارج ذهن داریم اما فصل و جنس نداریم، ما در خارج ذاتی نداریم صفت داریم. این ذاتی را فقط در ذهن داریم.
و قد تُؤخَذُ حَقیقیةً و هی التی حُکمَ فیها عَلی الأفرادِ الموجودةِ فی الخارجِ محققةً کانَت أو مُقدرةً کَقولِنا کلُّ جِسمٍ مُتناهٍ أو مُتحیِّزٌ أو منقسمٌ إلی غیرِ النهایةِ إلی غیرِ ذلک مِنَ القضایا المستعملَةِ فی العلوم.2
گاهی اوقات قضیّه، قضیۀ حقیقیه است و حکم روی افرادی رفته است که در خارج موجود هستند حالا چه افراد محقق باشند یا مقدر باشند یعنی همان مفروضالوجود باشند مثل قول ما که هر جسمی متناهی است یا متحیّز است و متحیّز دارد یا منقسم به بینهایت است و همینطور قضایای مستعمله در علوم.
- . منظومه، ج 2، ص 214.
- . همان.

