اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

15. غرر في دفع شبهة المعدوم المطلق

جلسه ۷۶

توضیحات:

15. غرر في دفع شبهة المعدوم المطلق

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۶

9
  • و «ثابت» به جرّ است، یعنی عقل به ثابت در ذهن و لا ثابت در ذهن خبر می‌دهد. (ثابت در ذهن مثل زید، و غیر ثابت در ذهن مثل معدومات که ثبوت ندارند. چطور شما می‌گویید که معدومات در ذهن ثبوت ندارند درحالی‌که شما الآن عدم ثبوت را تصوّر کرده‌اید؟)

  • «عَن الشَّیءِ» متعلّق به «یُخبِرُ» مقدّر است، یعنی عقل خبر می‌دهد از شیء به طریق قضیّۀ منفصلۀ حقیقی به اینکه:

  • الشّیءُ اما ثابِتٌ فِی الذِّهنِ أو لا ثابِتٌ فِی الذِّهنِ.

  • با اینکه صرفِ تصوّر «لا ثابت» یعنی تصوّر چیزی که در ذهن ثابت نیست مستلزم این است که در ذهن ثابت باشد. (یعنی همین تصوّر «لا ثابت» لازم گرفته است که آن «لا ثابت» در ذهن ثبوت پیدا بکند.)»

  • فَیُظهَرُ مِمّا ذَکَرنا أنَّ فی هذه کُلِّها تَناقُضًا و تَهافُتًا بِحَسَبِ الظّاهِرِ. فَأشَرنا إلی أنَّ لا مَحذورَ فی ذلک بِقَولِنا: بِلا تَهافُتٍ أی فی کُلِّ واحِدٍ.

  • فَما بِحَملِ الأوَّلی، الفاءُ لِلسَّبَبیَّةِ، بَیانٌ لِعَدَمِ التَّهافُتِ، شَریکُ حَقٍّ سُبحانَهُ و تَعالیٰ عُدَّ بِحَملِ شایِعٍ مِمّا خُلِقَ. فَکَما أنَّ الجُزئیَّ جُزئیٌّ مَفهومًا و لکنّه مِصداقٌ لِلکُلّیِّ فکذا شَریکُ الباری شَریکُ الباریِّ مَفهومًا و مُمکِنٌ مَخلوقٌ لِلباری مِصداقًا؛1

  • بیان عدم تناقض و تهافت در شبهۀ معدوم مطلق

  • «پس از آنچه تا اینجا بیان گردید ظاهر می‌شود که در تمام این موارد به‌حسب ظاهر تناقض و تهافت است. (مرحوم حاجی می‌گویند که تمام این اشکالات ابتدائی هستند و این اشکالات را به ما یعنی فلاسفه نکنید!) پس اشاره می‌کنیم برای‌اینکه بگوییم این تناقض ظاهری است و محذوری در این موارد وجود ندارد با این قولمان که:

  • تهافتی در هیچ‌کدام از موارد گذشته وجود ندارد، چون آن چیزی که به حمل اوّلی شریک حق سبحانه و تعالی است به حمل شایع مخلوق شمرده می‌شود. «فاء» برای سببیّت است و «فَما بِحَملِ الأوَّلِی» بیان برای عدم تهافت است. (شریک‌الباری به حمل اوّلی ممتنع است ولی به حمل شایع مخلوق است و در ذهن ما سفت و محکم استقرار دارد.)

    1. . شرح المنظومه، ج 2، ص 209.
/