جلسه ۷۶
توضیحات:
15. غرر في دفع شبهة المعدوم المطلق
جلسه ۷۶
10پس همانطور که جزئی مفهوماً و به حمل اوّلی جزئی است ولی به حمل شایع مصداق برای کلّی است، همینطور شریکالباری هم مفهوماً شریکالباری است ولی از نظر مصداق ممکن و مخلوق برای باری است. (جزئی مصداق کلّی است یعنی یکی از مصادیق مهمّ کلی در عالَم همین جزئی است، شما کلّیتر از جزئی در دنیا سراغ ندارید، چون روی هر چیزی که دست بگذارید اطلاق جزئی بر آن میشود. اینکه میگوییم هر چیزی هست جزئی است یعنی جزئی، کلّی است.)»
این شریکالباری بیرون هم نمیآید، حالا خدا بیرون رفته است و این دیگر بیرون نمیآید، پنجاه سال هم بِکَنید درنمیآید. به قول مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی که ایشان در زمان مرحوم نایینی بود، و مرحوم نایینی در همین قضایای مشروطه بالأخره دخالت داشتند و جریان ظاهراً در آن موقع به آنجا رسید که یک نفرت عجیبی دامنگیر اینها شد. آخوند خراسانی را که مسموم کردند و کشتند و بعضی دیگر هم بودند که نسبت به این مسئله خیلی اهتمام داشتند که یکی از آنها مرحوم نائینی بود. خیلی عجیب است وقتی که ورق برگشت و فهمیدند که این مشروطهخواهها چه کسانی بودند؛ مثلاً شیخ فضل الله نوری را دار زدند، با مجلس فلان کردند و امثالذلک، گفتند که اینها سرِ فتنه هستند. همۀ این کارها بهخاطر این است که انسان بصیرت ندارد؛ یک فقه خوانده است و میداند که باید دفع ظلم بشود ولی خبر ندارد که آن کسی که الآن ادّعای دافعیّتِ ظلم را میکند از هر ظالمی اَظلم است، این پشت پرده را نمیداند و بههمینخاطر دنبال این جریان میافتد. یکدفعه ورق برمیگردد میگوید ای داد و بیداد! پشیمان میشود. اینجا است که هر کسی نباید تصدّی این امر را بکند. بعضی از افراد درسخوانده هستند و ما هم قبول داریم ولی انسان باید لقمه را به اندازۀ دهانش بردارد، در آنچه که مربوط به علم تنها نیست نباید مداخله بکند. طهارت و حجّ و صلاتت را بگو، ولی حکومت اسلامی در تحتِ بحث شما و تنفیذ، امضاء، تحکیم، آمریّت و ناهیّت شما نیست.

