جلسه ۷۵
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۵
3عدم توقّف اعاده به حدّ مشخّصی دلیل بعدی حاجی بر امتناع اعادۀ معدوم
دلیل بعدی که ایشان میفرمایند و با آن دلیل، مسئله ختم میشود این است که اگر اعادۀ معدوم جایز باشد لازمۀ آن، این است که اعاده به یک حدّی نرسد؛ بهخاطر اینکه همانطور که قبلاً عرض کردیم فرقی بین وجود و ایجاد نیست مگر در انتساب؛ یعنی وجود بهصرفِ حیثیّتِ ایجادیّه در عالَم اعیان تحقّق پیدا میکند، و بهمحضِ اینکه یک وجود در عالَم اعیان تحقّق و تقرّر پیدا کرد شما کشف میکنید از اینکه حیثیّتِ ایجادیّهای به آن تعلّق گرفته است. بناءًعلیهذا اگر قرار باشد شیئی در عالَم اعیان وجود پیدا بکند لازمهاش این است که تمام سلسلۀ عِلَل هم وجود پیدا بکنند، چون این شیئی که وجود پیدا کرده است مستند به یک علّت است و علّت آن هم مستند به یک علّت است و هَلُمَّ جَرّا.
و همینطور باید تمام مقارنات و شرائط هم در اینجا وجود پیدا بکنند؛ منبابمثال زمان هم باید دوباره برگردد، حالا اگر شنبۀ هفته گذشته بخواهد یک هفته به جلو بیاید یعنی به این شنبه بیاید، طبعاً باید جمعه را هم با خودش بیاورد چون شنبه بعد از جمعه است و پنجشنبه را هم باید بیاورد و این مسئله همینطور تا ابتدای خلقت ادامه پیدا میکند یعنی باید تمام اینها تا ابتدای خلقت برگردند؛ چون ما نمیتوانیم زمان که یک امر واحد سیّال است را از متأخّر و متقدِّم خودش جدا بکنیم.
توضیح مثلیّت زمان با اعداد در انتساب به طرفَین
این مسئله مثل مسئلۀ اعداد است؛ یعنی وقتی که ما این عدد را از یک ماهیّت و وجود خارجی انتزاع میکنیم، آن عدد از نقطهنظر این انتزاع یک ارتباطی با آن وجود و مقارناتِ آن وجود دارد که ما این عدد را به لحاظ آن، این انتزاع را میکنیم. یعنی اگر شیئی واحد باشد چون ما برای آن، دو نمیبینیم حکم به واحدیّت برای آن شیء میکنیم، اما اگر در قرینِ آن شیء، شیء دیگری را قرار داده باشیم بواسطۀ انتساب آن شیء به شیء دیگر، ما یک دو را از این دو شیء انتزاع میکنیم که این مُنتَسَب و منتسَبٌإلیه هر دو در این انتزاع دخیل هستند و این انتزاع بدون یکی از منتسب و منتسبٌإلیه امکان ندارد که وجود داشته باشد، سه و چهار هم همینطور هستند.

