جلسه ۷۵
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۵
10معاد برای روح است یا بدن؟
یک قضیّه در اینجا باقی میماند و آن همان جهتی است که مرحوم حاجی میفرمایند که باعث شده است که این افراد قائل به اعادۀ مُعاد بشوند، و آن عبارت از این است که اینها خیال میکنند در روز قیامت همین بدنی که در این عالَم و در این زمان بوده است و بعد از بین رفته و فنا پیدا کرده است همین بدن با خصوصیّات خودش دوباره خلق میشود و بهوجود میآید. و جهاتی را هم برای این مسئله ذکر کردهاند که البتّه خودتان آنها را در تقریرات و شرحها میبینید و دیگر نیازی به گفتنش نیست.1
ولی مسئله در اینجا این است که صحبت در اینجا اصلاً روی بدن نیست بلکه صحبت روی روح و نفس است که معاد برای آن تحقّق پیدا میکند و به آن هم که دیگر معاد نمیگویند بلکه همان نفس است که به آن عالَم انتقال پیدا کرده است یعنی با همان هویّت و خصوصیّات خودش در عالَم قیامت وجود پیدا میکند؛ إلا اینکه همانطوریکه نفس در این عالَم درحالیکه تعلّق به این عالَم داشت خودش در عالَم برزخ، ملکوت و امثالذالک بود، بهواسطۀ فوت تعلّقش از این عالَم قطع میشود و میتوانیم بگوییم که بعد از مرگ نفس در همان عالَم خودش باقی میماند و حتّی حرکتی هم ندارد بلکه در اینجا فقط تعلّقش قطع میشود. بنابراین نفس در آن عالَم عود پیدا نمیکند بلکه همان نفس در آن عالَم وجود دارد و با تعلّق بدن به او حَشر پیدا میکند. پس این مسائل و مباحث معاد و امثالذلک همه در غیر از جایگاه خودشان هستند.
منظور حکماء از«کُلُّ ما قَرَعَ سَمعَکَ مِن الغَرائِبِ فَذَرهُ فِی بُقعَةِ الإمکانِ»
مطلب دیگری که مرحوم حاجی در اینجا ذکر میکنند این است که قائلین به جواز اعادۀ معدوم اشکال میگیرند که ما حالا یک بحثی کردیم ولی دلیل نمیشود که شما آن را رد بکنید، مگر شما خودتان نمیگویید: «کُلُّ ما قَرَعَ سَمعَکَ مِن الغَرائِبِ فَذَرهُ فی بُقعَةِ الإمکانِ ما لَم یَذُدکَ عَنهُ قائِمُ البُرهانِ»؛2 هر چیزی را که تو میشنوی وقتی که میبینی یک امر ممکنی است زود رد نکن، بگو امکان دارد که محقق بشود. در اینصورت چرا شما بحث اعادۀ معدوم در معاد را نفی میکنید و قائل به امتناع آن میشوید؟! در اینجا هم بگویید که ممکن است و از قدرت خدا بعید نیست که چنین چیزی تحقّق پیدا بکند.
- . المواقف، ص 372؛ کشف المراد، ص 405.
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 205.

